مقالات

ویژه نامه وفات حضرت ام البنین (س)

 

ویژه نامه وفات حضرت ام البنین (س)

به مناسبت سالروز وفات حضرت ام البنبن (س)، ویژه نامه این ایام منتشر شد.

سیزدهم جمادی الثانی روز وفات بانوی مکرم ام البنین (س)

روز تکریم مادران و همسران شهدا

پس از آنکه امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله علیه و آله و سلم یعنى سرور زنان عالمیان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام شهیده راه ولایت و امامت نشست، برادرش عقیل بن ابى طالب را که آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسرى از تبار دلاوران بر گزیند تا پسر دلیرى براى مولا به ارمغان آورد که سالار شهیدان حسین بن على علیه السلام را در کربلا یارى کند.

زندگینامه حضرت ام البنین(سلام الله علیها)

نام و نسب فاطمه کلابیه:

نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (علیه السلام) با کنیه‏ “امُّ البنین” (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بودند و دارای خوبی ها و صفات خانوادگی مشترک بودند فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود.

فضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخندانی او را به شایستگی ، بانوی بانوان کرده بود. حزام بن خالد بن ربیعه بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب [۱]پدر ام البنین است او مردی شجاع و دلیر و راستگو بود که شجاعت از صفات ویژه اوست. وی از استوانه‏ هاى شرافت در میان عرب به شمار مى ‏رفت و در بخشش، مهمان‌نوازى، دلاورى و رادمردى و منطق قوی مشهور بود.

مادر بزرگوار ام البنین، ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجداد رسول خدا (ص) و امیرالمومنین(ع))[۲] است که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگی های خاص این بانو است. در بسیاری از کتب تاریخی نام یازده تن از مادران وی ذکر شده است که همگی از خانواده های شریف و اصیل عرب بوده اند و به واقع مصداق بارز شجره طیبه[۳]می باشند شجره ای که اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمانها و حاصل و نتیجه این درخت پاک همانا عباس بن علی و عثمان و … بوده اند.

خاندان این بانو از خاندان‌هاى ریشه‏دار و جلیل‌القدر بود که به دلیرى و دستگیرى معروف بودند و هر یک در بزرگی و شرافت به گونه ای مشهور گشته اند و ما جهت اختصار به برخی از ویژگی های آنان می پردازیم. مورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند: «تاریخ پدران و دایی های ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.»[۴]در مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس(علیه السلام) در کتب تاریخی مطالب زیادی هست، شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان «ام البنین» ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.

ام البنین(س) و تولدی نورانی:

در کتب تاریخی نوشته اند: حَزام بن خالد به همراه جمعی از «بنی کلاب» به سفر رفته بود. در یکی از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود.

سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید ـ از طرف بلندی ـ و هنگامی که به او می رسد سلام می کند و حزام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید: این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟ حزام نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت: من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟ مرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است. حزام گفت: آن چیز چیست؟ مرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حزام گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی. و مرد پاسخ داد: آری. و حزام در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی.

و مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم. وقتی حزام از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت: اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد. و هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامه بنت سهیل، همسر باوفای او، که حامله بود وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد. حزام پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت: «قد صدّقت الرؤیا» و از این بشارت شاد و مسرور شد. نام او را «فاطمه» نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که «ام البنین» بود. به هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیت ها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد. مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند:«ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدای حقوق و همسرداری و غیره را به او یاد داد.»[۵]

تاریخ تولد ام البنین:

در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام ‏البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ‏ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده ‏اند، ولی یاد آور شده ‏اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است. برخی از تاریخ‏ نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین می‏زنند.

ویژگی های بارز خاندان ام البنین:

در خاندان و تبار پاک ام البنین چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس(علیه السلام) به ظهور رسید.

الف: شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند.

ب: ادب و متانت و عزت نفس که در زندگانی ۳۴ ساله عباس بن علی به وضوح دیده می شود.

ج: هنر و ادبیات که ام البنین از «دایی » خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(علیه السلام) از مادر ادیبه خود.

د: ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد.

ه: وفا و پایبندی به تعهدات.

تصمیم گیری حضرت علی (علیه السلام) به ازدواج:

ده سال پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه(س)، بنابر وصیت خود حضرت فاطمه وقتی علی(علیه السلام) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود.

عقیل یکی از کسانی بود که نظر و گفته اش در علم انساب حجت بود و در مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) برای وی حصیری می گذاردند که بر آن نماز می کرد و قبائل عرب برای شناخت و آگاهی از علم انساب به دورش جمع می شدند و او در پاسخ مراجعات ، بسیار سریع الانتقال بود.[۶] از این روست که علی بن ابیطالب (علیه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب » معروف بود و ذهن و سینه اش گنجینه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرماید: «زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.»[۷] عقیل، بانو ام‌البنین از خاندان بنى‌کلاب را که در شجاعت بى ‏مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. و در پاسخ برادر گفت: «با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.» [۸] عقیل همچنین از دیگر خصوصیات بارز خاندان بنی کلاب می گوید و امام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام‌البنین فرستاد.

مراسم خواستگاری از ام البنین:

حضرت علی (علیه السلام) پس از اینکه فاطمه کلابیه را تایید کرد و پسندید عقیل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد. حزام که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند.

روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب. حزام که هرگز پیش‌بینی چنین پیشنهادی را نمی‌کرد، حیرت‌زده ماند. با کمال صداقت و راستگویی گفت : بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل «شایسته امیرالمؤمنین یک زن بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان نیست. او با یک زن که فرهنگ بالاتری دارد باید ازدواج کند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند. «عقیل پس از شنیدن سخنان وی گفت:

امیرالمؤمنین از آنچه تو می گویی خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد. پدر ام البنین که نمی دانست چه بگوید از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت: «زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر می دانند.» [۹]

وقتی پدر ام البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهای ام البنین را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته دیده بود برای مادر سخن می گوید… «مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم… در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت:

بشراکِ فاطمهُ بساده الغُرَر ثلاثه انجم و الزاهر القمر

ابوهم سید فی الخلق قاطبه بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر

«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.»

پس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیای من چیست؟!» مادر به دخترک فهیمه و عاقله خود گفت: «دخترم رؤیای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جلیل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است. از او صاحب چهار فرزند می شوی که اولین آنها مثل ماه چهره اش درخشان است و سه تای دیگر چونان ستارگانند«پس از صحبت های دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش علی(علیه السلام) سؤال کرد و گفت: آیا دخترمان را شایسته همسری امیرالمؤمنین(علیه السلام) می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر (دخترت را) اهل و لایق این خانه می دانی – که خادمه این خانه باشد – قبول کنیم و اگر اهلیت در او نمی بینی پس نه؟

همسر او که قلبی مالامال از عشق به امامت داشت گفت: «ای حزام ! به خدا سوگند من او را خوب تربیت کردم و از خدای متعال و قدیر خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس او را به علی بن ابیطالب، مولایم، تزویج کن.»[۱۰]عقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن ۵۰۰ درهم بود در حالی که پدر او می گفت: «او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.»[۱۱]

تاریخ ازدواج ام البنین با حضرت علی :

علی(علیه السلام) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س)ازدواج نمود. سالی که ام البنین به همسری امام علی برگزیده شد به طور دقیق معلوم نیست ولی تاریخ نویسان با توجه به اختلاف نظر در سن حضرت عباس (علیه السلام) که در زمان شهادت ۳۲ تا ۳۹ ساله نوشته‌اند و میلاد آن حضرت را در سال ۲۴ یا ۲۶ هجری قید کرده‌اند.

معتقدند ازدواج ام‌البنین به تحقیق قبل از سال ۲۳ هجری واقع شده است.و برخی معتقدند از تاریخ ازدواج فاطمه، ام‌البنین تا زمان تولد حضرت عباس (علیه السلام) ۱۰ سال فاصله شده و اگر این قول درست باشد، تاریخ این ازدواج فرخنده سال ۱۳ یا ۱۶ هجری بوده است.برخی از تاریخ نویسان نوشته‌اند ابوالفضل العباس (علیه السلام) در جنگ صفین حضور داشته و در آن زمان ۱۵ تا ۱۷ ساله بوده است.اگر این قول درست باشد چون پیکار اصلی صفین در ماه صفر سال ۳۷ هجری اتفاق افتاده، بنابراین تولد آن حضرت در سال ازدواج علی (علیه السلام) با ام‌البنین صحیح به نظر نمی‌رسد و محتمل است سال ۱۲ هجری این وصلت میمون به وقوع پیوسته است.

ورود ام البنین به خانه علی :

فاطمه کلابیه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که می خواست پابه خانه علی بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه (س) اجازه نفرمایند وارد خانه نمی شوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت می رساند.

روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه‏السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن‏که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم‏چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت و همواره می گفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم [۱۲]

از فاطمه تا ام‏ البنین:

فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه‏السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن‏ها تداعی نگردد و رنج بی‏مادری آن‏ها را آزار ندهد. حضرت علی (علیه السلام) در همسرش، خردى نیرومند، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.

ثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی

ثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نام های: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام ‏البنین، یعنی مادر پسران می‏ خواندند. فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه‏ فرزند حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ادامه یافت.

میلاد فرزند شجاعت:

نخستین فرزند پاک بانو ام ‏البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس(علیه السلام) بود؛ برخى از محققان برآنند که حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در روز چهارم ماه شعبان سال ۲۶ هجرى دیده به جهان گشود. هنگامى‌ که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین(علیه السلام) داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجرا کرد.

در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) از پس پرده‏ هاى غیب، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه‏ هاى پیکار دریافته بود و مى‏ دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس (دژم: شیر‌بیشه) نامید؛ زیرا در برابر کژی‌ها و باطل، ترش‌رو و پر آژنگ بود و در مقابل نیکى، خندان و چهره گشوده. روزی ام البنین وارد اتاق شد. علی(علیه السلام) را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستین‌های کودک را بالا زده و بازوانش را می‌بوسد و به شدت می‌گرید. ام البنین حیران و نگران علت را پرسید.

علی(علیه السلام) با اندوه پاسخ داد: به این دو دست نگاه می‌کردم و آنچه بر سرشان می‌آید، به یاد می‌آوردم. تعجب ام البنین به ترس تبدیل شد: مگر چه بر سر دستان پسرم خواهد آمد؟ و پاسخ شنید که از بازو قطع خواهند شد. پرسید: چرا یاعلى؟ و آنگاه شرح کربلا را شنید و اینکه دستان فرزندش در راه پسر ریحانه رسول، قطع خواهند شد. گریه امانش نمی‌داد، اما شکر خدا را می‌گفت که پسرش فدای سبط گرامی رسول(صلی الله علیه و آله) می‌شود. علی(علیه السلام) مادر عباس را به منزلتی که فرزندش نزد خدا داشت، بشارت داد و گفت که خداوند در عوض دو دست، دو بال به او می‌بخشد تا با ملائکه در بهشت پرواز کند. [۱۳]

سفارش به دفاع از ولایت:

هنگامی که امام حسین علیه‏السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه‏السلام چنین سفارش می ‏کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیه‏السلام و فرمان‏بردار او باشید» مورخان می نویسند: پس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام البنین را ملاقات می کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد.

ام البنین پس از دیدن وی که فرستاده امام سجاد علیه‏السلام بود می گوید:«ای بشیر! از امام حسین علیه‏السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام ‏البنین فرمود: از حسین علیه‏السلام مرا خبر ده!» بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام‏ البنین پیوسته از امام حسین علیه‏السلام خبر می‏ گرفت و با صبر و بصیرتی بی نظیر می گوید:

«یا بشیر اخبرنی عن ابی عبدالله الحسین(ع). اولادی و من تحت الخضراء کلهم فداء لابی عبدالله الحسین»

ای بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله(علیه السلام) باد.

چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به آن حضرت داد، صیحه ‏ای کشید و گفت: قد قَطّعتَ نیاطَ قلبی: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد. [۱۴] اما فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپرخونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن رادید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

مادر چهار شهید:

با شهادت چهار فرزند ام‏ البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.

وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه‏ ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه‏السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست‏ هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می‏ توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»

ام البنین، پاسدار خاطره عاشور:

از ویژگی‏ های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه ‏خوانی و نوحه‏ سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل‏ های آینده برساند.

ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه‏ السلام ، عبیداللّه‏ که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده ‏ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می ‏رفت و نوحه می‏ خواند و شور و غوغایی بپا می کرد . مردم مدینه اطراف او گرد می آمدند و با او هم ناله می شدند. حتی مروان بن حکم حاکم وقت مدینه نیز در میان ایشان بود و گریه می کرد.

امام باقر(سلام الله علیه)می فرماید: آن حضرت به بقیع می رفت و آن قدر جانسوز مرثیه می خواند که مروان با آن قساوت قلب گریه می کرد.

ولایت، کیمیایی بی همتا:

عالم رجالی، مامقانی در کتاب خود، تنقیح المقال، ولایت فاطمه کلابیه را این چنین به تصویر می کشد:

فَاِنّ علَقَتها بالحسین(علیه السلام) لیس اِلاّ لاِمامته. «همانا علاقه ام البنین به حسین بن علی(ع) به خاطر امامت حضرت است.» [۱۵]

در جای دیگر «مامقانی» می نویسد: «اینکه او به شرط سلامت حسین(ع)، مرگ چهار فرزند خویش را بر خود آسان می گرفت نشان درجه عالی ایمان او است. من او را از نیکان به حساب می آورم.» [۱۶]

برکرانه وفا:

یکی از نتیجه های عاطفه و محبت، حس وفاداری به عزیزان است. و در زندگی ام البنین این وفاداری در سخنان او پس از شهادت مولای متقیان علی(علیه السلام) مشهود است.

وفاداری ام البنین به همسر بزرگوار خویش به حدی است که پس از شهادت حضرت علی(علیه السلام) با آنکه جوان بود اما به احترام آن حضرت و برای حفظ حرمت او، تا پایان عمر ازدواج نکرده و همسر دیگری را اختیار نمی کند. با آن که مدّتی نسبتاً طولانی (بیش از بیست سال) پس از آن حضرت زنده بود. آنگاه که «امامه» یکی از همسران آن حضرت(علیه السلام) توسط «مغیره بن نوفل»که یکی از مشاهیر عرب است خواستگاری می شود با ام البنین در مورد ازدواج مشورت می کند، او در جواب می گوید: «سزاوار نیست پس از علی، ما در خانه دیگری باشیم و با مرد دیگر پیمان همسری بندیم.» [۱۷]

این سخن ام البنین نه تنها در اَمامه که در لیلی تمیمیه و اسماء بنت عمیس نیز اثر گذاشت و تا پایان عمر هر چهار همسر علی بن ابیطالب(علیه السلام) ازدواج مجدد نکردند.

در آینه هنر:

از دیگر صفات والای ام البنین فصاحت و بلاغت اوست که نمود آن در اشعار زیبا و جاودانه وی متجلی است.

از جمله اشعار جاودانه وی که مورد تجلیل و تحسین بزرگان ادب قرار گرفته است شعر جانسوز وی پس از شهادت پسرش که پدر فضایل بود می باشد:

لا تدعونی ویک ام البنین تـذکـریـنـی بـلـیوث العرین

کانت بنون لی ادعی بهم و الیوم اصبحتُ و لا من بنین

اربعه مثل نسور الرّبی قد واصلوا الموت بقطع الوتین

«مرا ام البنین نخوانید که به یاد شیران دلاور می افکنیدم. مرا فرزندانی بود که به نام آنها خوانده می شدم ولی امروز فرزندی ندارم. چهار فرزند داشتم همچون بازهای شکاری و همگی به شهادت رسیدند.»

مورخان می نویسند: ام البنین آنچنان جانسوز برای شهادت فرزندان و بویژه برای امام حسین(علیه السلام) نوحه و گریه می کرد که حتی دشمن اهل بیت، مروان بن حکم، نیز از شنیدن مراثی وی گریه می کرد. از دیگر اشعار وی در مورد عباس، تندیس بزرگ شجاعت، است که می گوید:

یا من رَاَی العباس کرّ علی جماهیر النقد و وراه من ابـنـاء حیدر کل لیث ذی لبد

نبئّت اَنّ ابنی اصیب براسه مقطوع ید ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد

لو کان سیفک فی یدیک لما دنا منه احد [۱۸]

«ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله می کرد و فرزندان حیدر پشت سر او بودند. می گویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فروده آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمی شد»[۱۹]

علم و دانایی ام البنین

زندگانی ام البنین همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است و این ویژگی والا در جای جای کتب تاریخی ذکر شده است و ما را با عظمت این بانوی عالمه و فاضله آشنا می سازد.

علاقه ام البنین به اهل بیت(علیهم السلام) و بصیرت دینی او به امامت به قدری بود که درباره او می نویسند«برای عظمت و معرفت و بصیرت ام البنین کافی است که او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد می شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانی با آنها صحبت می کرد و از صمیم قلب با آنها برخورد می کرد چونان مادری مهربان و دلسوز»[۲۰] علمِ سرشارِ وی در کلام او و فرزند بزرگوارش عباس نمایان است. او از محدثات شیعه است و فرزندان خود را با علم و دانایی تربیت کرد. اگرچه آنان فرزندان «باب علم نبی» بودند اما از دانش مادری هم بی بهره نبودند چنانکه حضرت علی(علیه السلام) در مورد عباس می فرماید:

اِنّ ولدی العباس زُقّ العلمَ زقّاً

«همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد از من معارف را فرا گرفت»[۲۱]

عروج عرشی و غروب مادر مهتاب:

او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ ‏نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته ‏اند، به طوری که عده ‏ای آن را سال ۷۰ هجری قمری بیان کرده ‏اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴ هجری قمری دانسته ‏اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است.[۲۲]

او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن(علیه السلام)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی(صلی الله علیه و آله) به خاک سپرده شد.[۲۳] اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوی فاضله انسان هایی تربیت شده اند که در تاریخ ماندگار خواهد بود.

ام‏ البنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی

آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی می‌فرمود: شخصی در عالم مکاشفه، حضرت ابالفضل العباس را دید و عرض کرد: آقا جان! حاجتی دارم و نمی‌دانم برای روا شدن آن به چه کسی متوسل شوم؟ قمر بنی‌هاشم فرموده بود: به مادرم ام البنین. [۲۴]

از مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمود حسینى شاهرودى (متوفى ۱۷ شعبان ۱۳۹۴ هجرى قمرى ) نقل است که فرموده بود: من در مشکلات ، صد مرتبه صلوات براى مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، ام البنین علیه السلام ، مى فرستم و حاجت مى گیرم.[۲۵]

به تجربه رسیده است که نذر براى ام البنین و اطعام مستمندان به نام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، براى بر آورده شدن حاجات موثر است.[۲۶]

سخن بزرگان در بیان فضایل ام ‏البنین علیهاالسلام

عالم جلیل‏ القدر، زین‏ الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام‏ البنین علیهاالسلام می‏ گوید: «ام‏ البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن‏ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می‏ گذاشتد»

علی محمد علی دُخَیل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می‏ نویسد«عظمت این زن (ام البنین) در آن‏جا آشکار می‏ شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می‏ دهند، به آن توجه نمی‏ کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه‏ السلام می‏ پرسد؛ گویی امام حسین علیه ‏السلام فرزندِ اوست نه آنان»[۲۷]

مقرم مى گوید ام البنین علیها السلام از بانوان با فضیلت به شمار مى رفت . وى حق اهل بیت را خوب مى شناخت و در محبت و دوستى با آنان خالص بود و متقابلا خود در میان آنان جایگاه بلند و مقام ارجمندى داشت.[۲۸]

دهه ی فجر

دهه ی فجر

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.

این ایام که مصادف با اربعین امام حسین« علیه السلام» و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام« قدس سره» طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.

انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار « استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی» خط مشی آینده را ترسیم می نمایند.

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند.

پس از پانزده سال دوری از وطن درمیان استقبال پرشور مردم قدم به خاک این سرزمین گذاشت ، پانزده سالی که به خاطر خروشیدن بر استبداد و طاغوت و به خاطر بر زبان جاری کردن حقیقت به عراق ، ترکیه و  فرانسه تبعید شد .

پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند .

حاشیه های روزی که امام آمد . . .

حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشکر از آنها خداحافظی کردند.

ایشان پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند ، این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود.

در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن  از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند .

راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند .

خمینی ای امام  . . .

با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. استقبال کنندگان  با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشک‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری کردند.

پاسخ امام به عواطف یک میهن

حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم.

ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند.ایشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

با وجود سرمای زمستان، شب پیش از ورود امام ، بسیاری از مردم مشتاق ، در مسیر حرکت ایشان خوابیده بودند .

هنگام ورود امام خمینی به مدت بیست دقیقه مراسم استقبال توسط تلویزیون  ایران به طور زنده پخش شد ، اما ناگهان عکس شاه بر روی صفحه تلویزیون ظاهر و برنامه قطع شد .

در حالی که مراسم ورود حضرت امام به طور مستقیم از تلویزیون پخش می‌شد، نظامیان با یورش به این سازمان از ادامه پخش آن ممانعت کردند.

عده‌ای از مردم با قطع جریان پخش مستقیم ورود حضرت امام از تلویزیون به علت هجوم مأمورین نظامی، از عصبانیت تلویزیون‌های خود را به خیابان پرت کردند.

وقایع ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی:(مقاله دهه فجر)

 

وقایع ۱۲بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۱۲بهمن روز ورود روح‌الله خمینی به ایران-در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیت‌الله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود عازم گورستان بهشت زهرا شد…

خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

وقایع ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز شنبه ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصه‌ای از نظریات آیت‌الله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصه‌ای از پاسخ خمینی به این شرح بود:

«کاری نکنند که مردم را به جهاد دعوت کنم، اگر موقع جهاد شد می‌توانیم اسلحه تهیه کنیم. دولت را بزودی معرفی خواهیم کرد. اعضای شورای انقلاب تعیین شده‌اند. از ارتش می‌خواهم هرچه زودتر به ما متصل شود. ارتشیان فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامان ملت بیایند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد.     »

وقایع روز ۱۶ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز ۱۶ بهمن و تعیین دولت موقت-خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بین‌المللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.

وقایع روز ۱۹ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز نوزدهم بهمن ماه بزرگ‌ترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت. در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.

وقایع ۲۰ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناح‌های مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.

وقایع ۲۱ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشگر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانک‌ها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیت‌الله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشگر گارد حکم جهاد خواهد داد.در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابان‌ها با ایجاد حریق و راه بندان‌های متعدد مانع حرکت قوای نظامی می‌شدند.

وقایع ۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر ،در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

تصمیم شورای عالی ارتش

ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره‌ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود.

پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه‌ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه‌ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.

مراسم دهه فجر

هرساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی در کشورمان  انجام می گیرد.

همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولا در طول دهه فجر برگزار می شود.

در مدارس کودکان کلاس‌های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس امام خمینی و  و رهبر عزیزمان سیدعلی خامنه‌ای تزئین می‌کنند.

شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س)

ایام فاطمیه زمان مناسبی است تا اطلاعات جامعی را درباره چگونگی شهادت فاطمه (س) بدست آوردید.

رویداد‌های تلخ، شرایط سخت بیماری و دوری از پدر بیش از پیش شرایط جسمى و وضعیت روحى حضرت زهرا (س) را دشوارتر می‌کرد، اما حضرت فاطمه (س) با اینکه روز به روز پیکرش آب مى‏‌شد، هیچ شِکوه‌ای از بیماری نداشت.

چگونگی شهادت حضرت زهرا (س)

در هنگام یورش حاکمان غاصب به خانه‌اش، حضرت زهرا (س) به گونه‌ای میان درب و دیوار آسیب دیدند که علاوه بر صدمه‌های سخت، جنین ایشان نیز سقط شد و تازیانه های بیشماری بر جان و روح او نشست. همه این رویدادهای تلخ و دردناک حضرت زهرا (س) را به بستر بیماری کشاند و به شهادت ایشان منجر شد.

چگونگی شهادت حضرت زهرا (س)

حضرت امام حسن مجتبى (ع) در یک مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیره بن شعبه فرمود: «انت الذى ضربت فاطمه بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله حتى ادمیتها و القت ما فى بطنها…؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اینکه او بچه ‏اش را سقط کرد…» (۱)

حضرت امام صادق (ع) با تصریح بیشتر در مورد علت بیمارى و شهادت فاطمه (س) مى‏‌فرمایند: «و کان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لکزها بنعل السیف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلک مرضا شدیدا؛ سبب شهادت فاطمه (س) این بود که قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف شمشیر او را زده و بچه ‏اش را کشت و مادرم از این جهت به بستر بیمارى افتاد.» (۲)

حضرت فاطمه (س)، به ام ‏سلمه فرمود: برایم آبى آماده کن تا بدان غسل کنم، ام‏ سلمه آب را آورد و او غسل کرد و جامه پاکى پوشید، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابید و دست راستش را زیر صورتش گذاشت. (۳)

چگونگی شهادت حضرت زهرا (س)

همچنین در روایت دیگرى آمده که: حضرت به اسماء فرمودند: آبى برایم آماده کن، بعد با آن غسل کرده و سپس فرمودند: جامه ‏هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمودند: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى ‏خواهم با پروردگارم مناجات کنم.

اسماء مى‏‌گوید: از اتفاق بیرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى ‏شنیدم، آهسته به طورى که مرا نبیند وارد شدم دیدم دست به سوى آسمان دراز کرده و مى‏ گوید: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتیاقى که به دیدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گریه‌‏اش بر من و به حسین شهید و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم که پاره تن فاطمه مى‏ باشند و غم و اندوهى که بر من دارند، از مى‏ خواهم که بر گناهکاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بیامرزى و به بهشت وارد کنى که تو بزرگوارترین سؤال شوندگان و مهربان‏ترین مهربانانى. (۴)

حضرت (س) ادامه داد و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم که بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان که من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.

چگونگی شهادت حضرت زهرا (س)

اسماء لحظه‌ه‏اى حضرت (س) را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى ‏ترین کسى که زنان حمل او را عهده‌‏دار شدند، اى دختر بهترین کسى که بر ریگ‏هاى زمین پاى گذارده، اى دختر کسى که به پروردگارش به فاصله دو تیر کمان و یا کمتر نزدیک شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده کرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى که ایشان را مى ‏بوسید، گفت: فاطمه آن هنگام که نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاک زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما کجا است؟ وى ساکت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز کشیده حسین علیه‏السلام حضرت را تکان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد.

امام حسن مجتبی (ع) خود را روى مادر انداخته و گاهى مى‏ بوسید و مى ‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پیش از آن که روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو آمده و پاهاى حضرت را مى ‏بوسید و می‌گفت: اى مادر من پسرت حسینم، پیش از آنکه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت کن.

اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على علیه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار کنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا مى ‏زدند:یا محمداه یا احمداه، امروز که مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على علیه‏السلام را خبردار کردند حضرت با شنیدن خبر شهادت فاطمه علیهاالسلام از هوش رفت و با پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: اى دختر حضرت محمد به چه کسى تسلیت بگوئیم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده می‌شدم، بعد از تو چه کسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد.

زاد روز حکیم فردوسی روزی که هیچ شمعی فوت نمی شود!

زاد روز فردوسی روزی که هیچ شمعی فوت نمی شود!

امروز را زادروز حکیم توس ؛ فردوسی بزرگ دانسته اند. اول بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ قدم به عرصه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان ؛ داستان او از زمانی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.

او افق نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.

آن روز که اول بهمن سیصد و نوزده و درست در آغازین روزهای زمستان بود ؛ بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.

آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست ؛ برگ و بار داد و در روزگاری که ” شاهنامه ” پدید آمد ؛ زبان پارسی و فرهنگ ایران اسلامی به قامت ایستاد. در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود ؛ دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از ” بودن ” و ” ماندن ” ما را گواه باشد.

در روزگاری که ” من ” ها حکمرانی می کرد او از ” یزدان ” گفت و ” خداوند ” و سراسر شاهنامه اش نشانی از حس توحیدجویی و یکتاطلبی او دارد.

او از اخلاق گفت که گوهر و بن مایه فرهنگ اسلامی است و اساس بعثت پیامبر اکرم (ص) بر آن است ؛ درس های اخلاقی شاهنامه چنان است که خود می تواند یک کتاب اخلاقی خوانده شود و در واقع فردوسی از این منظر نخستین آموزگار اخلاق در شعر فارسی است که کامل و منسجم نکات ظریف اخلاقی را در قالب داستان های شاهنامه بیان کرده است.

 

روز تولد فردوسی ؛ سوت و کور می گذرد !

هر ساله در کشورهای مختلف ؛ همزمان با سالروز تولد شخصیت های ادبی ؛ برنامه های ویژه ای برگزار می شود. مثلا در یکصد و پنجاهمین سال تولد ” آنتوان چخوف ” ؛ داستان نویس و نمایش نویس روسی ؛ رئیس جمهور این کشور با سفر به زادگاه چخوف ؛ بر مزار این نویسنده حضور یافت. نمایشی از ” باغ آلبالو ” و چند نمایش نامه دیگر او روی صحنه رفت. علاوه بر جشن های متعدد در روسیه در برخی کشورهای اروپایی نیز جشن های سالروز تولد چخوف برگزار شد.

در دویستمین سالگرد تولد ” چارلز دیکنز “ انگلیسی ؛ ده ها فیلم سینمائی که از روی آثاراو ساخته شده است در اروپا به نمایش درآمد.

در سالگرد تولد ” فوئنتس “ در مکزیک که با حضور رئیس جمهور این کشور در کاخی تاریخی برگزار شد؛ همایش ؛ چاپ کتاب و برگزاری نمایشگاه از جمله برنامه های این روز بود.

این اتفاقات بطور معمول در اکثر کشورها خصوصأ کشورهای غربی در سالروز تولد مشاهیرشان برگزار می شود که معمولأ همراه با برنامه هایی برای عموم هم هست.

بطور مثال تسهیلات رایگان یا نیم بها برای خدمات عمومی مثل سینما ؛ تئاتر ؛ حمل و نقل عمومی و امثال آن و نیز برگزاری مراسم جشن در سطح شهرها ؛ از جمله برنامه هایی است که برای چنین روزهایی تدارک می بینند تا نام و آوازه نویسنده و شاعر خود را بلندتر از آنچه هست به گوش فرزندان خود و دیگر جوامع برسانند.

این چند نمونه را فقط به این خاطر بیان کردم تا مقایسه کنیم با ” زادروز فردوسی “ در ایران و به ویژه شهر ” فردوسی حکیم “ یعنی مشهد !

” فردوسی همه ایران است و شاهنامه همه زبان پارسی “

افسوس که هم ایران و هم زبان شکرین پارسی به دست فراموشی سپرده شده و کمتر جوانی را سراغ داریم که با فردوسی و شاهنامه آشنایی داشته باشد و در آموزشگاه ها نیز به این هردو پرداخته نمی شود.   ولی باید دانست که دیگر هیچ زبان و هیچ فرهنگی تا همیشه روزگاران نخواهد توانست این کاخ بلند ادب پارسی را فرو بریزدچون شاهنامه همین جا در کنار ماست. 

” حکیم فردوسی ” از دیدگاه نویسندگان غربی :

” تئودور مانسن “ در سال ۱۹۰۲ کتابی راجع به جنگهای آلمان و ایتالیا نوشت و جایزه نوبل را از آن خود کرد.

وقتی از او پرسیدند ؛ چگونه به جایزه نوبل دست پیدا کردی ؛ گفت : این جایزه متعلق به من نیست ؛ بلکه متعلق به ” حکیم ابوالقاسم فردوسی ایرانی ” است که من کتاب او را خواندم و براساس نوشته های او کتابی نوشتم که موفق به کسب جایزه نوبل شد.

شاهنامه متعلق به همه اقوام ایرانی از کرد تا آذری و لر و بلوچ و خراسان و گیلکی است و همه در این کتاب اقوام آریایی ایران نامیده شده اند. 

یونسکو شاهنامه فردوسی را یکی از ۳ اثر برجسته جهان معرفی نمود . 

به راستی هیچ ملتی به جز ایرانیان این موهبت بزرگ را نداشته اند که این کتاب جهانی ” انسان ساز “

فرهنگ پرور که کل تاریخ و فرهنگ نیاکانشان را گردآوری کرده باشد را داشته باشند.


نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
دراز است دست فلک بر بدی
همه نیکویی کن اگر بخردی
چو نیکی کنی، نیکی آید برت
بدی را بدی باشد اندرخورت
چو نیکی نمایدت کیهان‌خدای
تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
مکن بد، که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان، نام بد
به نیکی بباید تن آراستن
که نیکی نشاید ز کس خواستن
وگر بد کنی، جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی
نمانیم کین بوم ویران کنند 

همی غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

درباره ی سال نوی میلادی ...

سال 2018, آغاز سال نو 2018, آغاز سال نو میلادی

بر اساس سنتی دیرینه، مسیحیان ابتدای سال را اول ژانویه می‌دانند. (همانگونه که ما ایرانیان ابتدای سال خود را روز اول فروردین می‌دانیم و اعراب ابتدای سال خود را ماه محرم می‌دانند) و شروع سال، غیر از مبدأ سال است.

مبدا تاریخ نزد مسیحیان تولد حضرت عیسی مسیح (ع) است که اتفاقا در روز ۲۵ ماه دسامبر واقع شده یعنی یک هفته مانده به تحویل سال نو میلادی (همانگونه که مبدا تاریخ شمسی ما ایرانیان و سال‌های قمری: ۱۲ربیع الاول مصادف با هجرت پیامبر از مکه به مدینه است اما ابتدای سال، فروردین ماه در سال شمسی و محرم در ماه‌های قمری است).

در کشورهایی که از تقویم میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار میگردد. در حال حاضر، جشن گرفتن سال نو یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی میباشد. در شب ۳۱ دسامبر هر سال، آخرین روز یک سال میلادی و روز قبل از روز سال نو در بسیاری از کشورهای جهان، عموما قاره‌های اروپا، آمریکا، استرالیا و بخش‌هایی از آسیا و آفریقا مراسم سال نو برگزار میشود. در فرهنگ جدید غرب این روز با گردهمایی‌هایی در مجالس و مهمانی‌ها برگزار میشود که انتقال سال را ساعت ۱۲:۰۰ شب جشن می‌گیرند.

بسیاری از فرهنگ‌ها در این شب از آتش‌بازی و دیگر روش‌های پرصدا برای جشن گرفتن استفاده می‌کنند. شب سال نو به صورت جهانی مطابق با تولد مسیح یا عرف‌نامه پس از میلاد در کشورهای مسیحی و حتی غیر مسیحی در ۳۱ دسامبر برپا میشود. شب سال نو همچنین به عنوان هفتمین روز کریسمس در مسیحیت غربی شناخته میشود.

چرا سال میلادی از اول ژانویه آغاز می‌شود؟
دلیل خاصی برای آغاز شدن سال میلادی از اول ژانویه ذکر نشده است زیرا اقوام مختلف هر کدام روزی را مبدأ سال خود قرارداده اند. مثلاً سال نو مقدونی ها در زمان اسکندر از پاییز شروع می شد و یونانی ها وسط تابستان را مبدأ سال خود قرار می دادند و ایرانی ها هنوز که هنوز است روز اول بهار را نوروز می دانند.

مسیحی هایی که اول ژانویه را مبدأ سال میلادی قرار می دهند مدیون رومی ها هستند، در عصر امپراتوری روم روال کار براین بود که کلیه مقامات مملکتی روز ۱۵ مارس (۲۶ اسفند) را روز آغاز خدمت قرار می دادند حتی قیصرها و کنسول های رومی نیز در این روز وارد عرصه کار می شدند. لیکن چون کنسول (فول دیویس نوبیلیور) به دلایلی چند موفق نشد در روز ۱۵ مارس زمام امور را به دست بگیرد و این مهم پس از مدتی تعویق در روز اول ژانویه میسر شد، آن روز را آغاز کار اعلام کردند. ژولیوس سزار هم به یک ژانویه وفادار ماند.

در سال ۴۶ قبل از میلاد، تقویم ژولیانی به دستور ژولیوس سزار تنظیم شد در این تقویم نه فقط اول ژانویه اول سال شناخته شد بلکه خود سال نیز به ۳۶۵‎/۲۵ روز تقسیم شد، زیرا همین مدت لازم بود تا زمین یک بار به دور خورشید گردش کند. به پاس این خدمت تقویم مذکور را ژولیانی گفتند و به پاس بزرگداشت ژولیوس سزار نام او را روی ماه ژوئیه (ژولیوس) نهادند.

ضرورت تحقیق و پژوهش در کلاس و مدرسه

ضرورت تحقیق و پژوهش در کلاس و مدرسه

پیچیدگی امر تعلیم و تربیت و نیز دسترسی به حوزه ای از معرفت که ما را علی رغم همه معضلات در رسالتی که بر دوس داریم ، راهبر باشد نیاز به پژوهش های علمی دارد . هرچند تاکنون به دلایل عدیده ، تحقیقات در آموزش و پرورش ایران ، نتوانسته جایگاه اصلی خود را پیدا کند که شاید یکی از اصلی ترین دلایل آن ، عدم باور و اعتقاد مدیران به نتایج اینگونه تحقیقات باشد اما به هرحال نمی توان بدون استناد به یافته های تحقیقاتی ، پاسخ گوی این همه پرسش در نظام تعلیم و تربیت بود . برخی از کشورها با بهره گیری از نتایج تحقیقات به موفقیت های زیادی دست یافته اند و برخی دیگر در ابتدای راه بوده و لذا با مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند و بدین جهت ضرورت یک تحول در اندیشه مربیان و مسؤولان این قبیل کشورها ، امرمهمی است که به خوبی احساس می شود و ایران ما نیز به دلیل ساختار عظیم تعلیم و تربیت و جمعیت بالای دانش آموزی از این قاعده مستثنی نمی باشد . امروزه توسعه و رشد ، یکی از مهم ترین مباحثی است که توجه کشورهای در حال توسعه را به خود معظوف داشته است . محدودیت منابع ، انرژی و نیروی انسانی کارآمد ، رقابت فشرده ای میان این کشورها در زمینه دست یابی به راه هایی که بتواند آنان را هرچه سریع تر به سرمنزل مقصود برساند ، ایجاد کرده است . برای نیل به هدف مقدس توسعه (( فرهنگ پژوهش در مدارس )) به نظر می رسد که ابتدا باید در نگرش آموزش و پرورش تغییراتی حاصل گردد . بدیهی است که پایه و اساس هر اندیشه ای در آموزش و پرورش بستگی به حمایت دست اندرکاران تعلیم و تربیت آن کشور دارد که در ذیل به پاره ای از آنها اشاره می شود :

۱-نقش نظام آموزشی کشور در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :

آموزش و پرورش باید از نظامی پویا برخوردار باشد . به عبارت دیگر ، علم و پژوهش در آن نهادینه شده و پژوهش دانش آموزان ، جایگاه و موقعیت واقعی خود را در نظام آموزشی بازیابد . اگر چنین شود حس کنجکاوی و اشتیاق به تحصیل در دانش آموزان تقویت می گردد و استعدادهای بالقوه به بالفعل تبدیل می شود چراکه به فرموده مولای متقیان حضرت علی علیه السلام : (( آموزش در کودکی همچون نقشی برسنگ ماندگار است . ))

۲-نقش معلمان در توسعه فرهنگ پژوهش درمدارس :

(( معلمان ، نخستین مشعل‌داران پیشرفت فکری دانش آموزان هستند . معلمان مجرب و بادرک و فهم برای پربار کردن هرچه بیشتر درس ، در تمام زندگی به دنبال اندیشه ها و مطالب تازه هستند . آنان به دانش آموزان می آموزند که چگونه علمی فکر کنند . ))‌چگونه منطقی بیندیشند ، چگونه مشاهده کنند و چگونه مشاهدات خود را منظم نمایند ، چگونه حدس بزنند و … معلمان باید بتوانند فعالیت های علمی دانش آموزان را برنامه ریزی و هدایت و روحیه تعاون و هم فکری را در آن ها تقویت کنند . برای نیل به این مهم ، معلمین باید خود پژوهشگر باشند و با جان و دل با دانش آموزان مشارکت و همکاری داشته باشند .

۳-نقش خانواده در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :

خانواده به عنوان بستری مناسب که می تواند استعدادهای دانش آموزان را شکوفا سازد ، همیشه از جایگاه مهمی برخوردار بوده است . نقش حمایتی والدین ، تشویق ها و همفکری و مساعدت آنان در انجام پژوهش ها می تواند در توسعه فرهنگ پژوهش در بین دانش آموزان نقش به سزایی داشته باشد . در این راستا می توان در آغاز سال تحصیلی ، از والدین برای حضور در مدرسه دعوت نمود و آنها را در کم و کیف پژوهش قرار داد . کلاس های آموزش خانواده ، می تواند محلی باشد برای آموزش جذاب و لذت بخش روش های تحقیق . از آنجا که جهت انجام پژوهش لازم است تا دانش اموزان در خارج از محیط مدرسه نیز به فعالیت بپردازند لذا همکاری والدین در این زمینه ضروری می باشد .

۴-نقش کتابداران و کتابخانه :

کتابدارانی که نیاز دانش آموزان را به خوبی درک کرده و همواره به دنبال کتب جدید می باشند و در مواقع لازم با استفاده از شیوه های نوین کتابداری ، دانش آموزان را به مطالعه و پژوهش ترغیب می کنند ، نقش به سزایی در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس دارند . نظر به اهمیت موضوع لازم است در انتخاب کتابداران دقت لازم صورت گرفته و متولیان امر با آموزش های مستمر ، آنان را در امر یاری رساندن به دانش آموزان همراهی نمایند .

۵-نقش تبلیغات :

می توان در مدارس نمایشگاهی از پژوهش های انجام شده برپا کرد و برای اصولی ترین پژوهش ها ، جوایزی درنظرگرفت . در سطح مناطق و ادارات کل ، پژوهش های نمونه در معرض دید عموم قرار گیرد و از دست اندرکاران آن قدردانی شود . به منظور تشویق نونهالان و کودکان ، می توان مسابقه ای بین مدارس ابتدایی و به تفکیک پایه های تحصیلی ترتیب داد و همه دانش آموزان را به شرکت در آن تشویق و ترغیب نمود . تقدیر و تشکر از والدینی که در امر پژوهش و همکاری با فرزندان تلاش مؤثری داشته اند می تواند عامل مهمی در گسترش فرهنگ پژوهش در مدرسه باشد . از طریق رادیو و تلویزیون و روزنامه های کثیرالانتشار و یا روزنامه های دیواری مدارس ، می توان اولویت های پژوهشی را اعلام و جدول زمانی و چگونگی انجام پژوهش را آموزش داد .

نتیجه :

چنانچه آموزش و پرورش قصد توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس را دارد باید این فرهنگ را در دوره ابتدایی ایجاد نموده و در دوره های تحصیلی بالاتر آن را بسط و گسترش دهد . متاسفانه در دوره ابتدایی جایگاه پژوهش خالی بوده و در کتب درسی مجالی برای پرداختن به آن پیش بینی نشده است . آموزش و پرورش باید در اولین گام باید تغییراتی را در کتب درسی اعمال نماید تا از این طریق حس کنجکاوی دانش آموزان ارضا شود . در برنامه درسی باید جایی برای پژوهش در نظر گرفته شود و صد البته تنها بر محفوظات تکیه نشود و درصدی نیز به فعالیت های علمی آنان اختصاص یابد .

منابع :

-مجموعه مقالات سمینار آذربایجان توسعه ، جلد اول

-مجله علوم اجتماعی و انسانی ، مجلات رشد نوآموز ، معلم ، آینده سازان و پیوند

-مجموعه مقالات سمپوزیوم جایگاه تربیت در آموزش و پرورش ، انتشارات تربیت

کتاب و کتابخوانی

کتاب، مقبول­ترین و نزدیک­ترین چیز به طبع آدمیان است که نه فراموش می­شود و نه تغییر می­یابد. نگاه به کتاب، لذت تو را فزونی می­دهد و میل تو را در فراگیری دانش، شدیدتر می­سازد. زبان تو را گویاتر، سخنان و بیان تو را فصیح­تر، جان تو را مسرورتر و سینه تو را فراخ­تر می­کند و برای تو در دیدگاه عامه مردم، مقام و بزرگی و نزد بزرگان و مسئولان، دوستی و احترام به ارمغان می­آورد. از مطالعه کتابی در مدتی کوتاه و در عرض یک ماه، مطالبی می­توان آموخت که درطول یک عمر، از زبان و دهان مردم نمی­توان شنید.
کتاب، هم نشینی است که تو را خسته و ملول نمی­سازد، دوستی­ است که تو را فریب نمی­دهد، رفیقی است که به تو آزار نمی­رساند، بلندنظر و جوانمردی است که تو را گرفتار یکنواختی و روزمرگی نمی­سازد و همسایه­ای است که در کار تو تأخیر روا نمی­دارد.
کجاست مونسی مانند کتاب که نخوابد، مگر به همراه تو و سخن نگوید، مگر هنگامی که تو خواسته باشی؟ در کجای جهان امین­تر از کتاب و رازدارتر از آن می یابی که رازهای تو را نگاه دارد و نگهبان منافع تو باشد؟ کجاست اندرزدهنده­ای که تو را به نشاط آورد و بازدارنده­ای که تو را شیفته خود سازد؟گویا همیشه و همه جا رسم بر این بوده که هرکس کتابی امانت گرفت، پس ندهد یا بال و پر شکسته به آشیان بازش آرد. حال صاحبان کتاب که محبوب خود را با این سر و وضع بازمی یابند، نگفته پیداست.

سلامت روانی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی

سلامت روانی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی

امروزه وسایل ارتباطی بر زندگی انسان ها سایه افکنده است، این وسایل مانند چاقوی دو ­لبه ای است که می­تواند نقاط مثبت و منفی داشته باشد. یکی از آسیب های فضای مجازی در این خصوص آسیب پذیر بودن سلامت روانی کودکان و نوجوانان است. با توجه به اینکه شبکه های اجتماعی کودکان و نوجوانان پرتحرک را از جمع های دوستانه خود جدا کرده است، کم کم سر و کله افسردگی، اضطراب و کمبودعزت نفس نیز در آنها پیدا می شود. کودکان و نوجوانان به دلیل موقعیت سنّی خود تمایل بیشتری به تکنولوژی های مدرن و فضای مجازی دارند و میزان تاثیر پذیری آنها نیز از پدیده های اطراف خود در این سنین بیشتر است. بنابراین سلامت روانی کودکان و نوجوانان با توجه به رشد و توسعه فضای مجازی موضوعی است که در تحقیق حاضر به آن پرداخته ایم و سعی کرده ایم که توصیه هایی نیز برای والدین داشته باشیم.

تعریف سلامت روان :

از دید کارشناسان سلامت روان مفهومی است که چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجه با موقعیتهای­ زندگی نشان میدهد.

سلامت روانی همان رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذیرش واقعیت های اجتماعی و قدرت سازگاری با آنها و ارضای نیازهای خویشتن به طور متعادل است.

همچنین بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی(۱۹۹۰)، سلامت روان: شامل آسایش ذهنی، احساس خودتوان­مندی، خودمختاری، کفایت، درک هم بستگی بین نسلی و شناخت توانایی خود در محقق ساختن ظرفیت های عقلی و  و هیجانی خویش است.  ­

تهدید سلامت روان به دلیل استفاده بیش از حد از اینترنت

تنهایی، افسردگی، اضطراب، عزت نفس پایین برخی از مشکلات احتمالی است که کودکان در استفاده بیش از حد از اینترنت به صورت آنلاین با آن مواجه هستند.کارشناسان معتقدند زمان بیش از حد بر روی وب می تواند به کودکان آسیب برساند. پیشنهاد کارشناسان این است که والدین باید در مورد سلامت روان کودکان خود بخصوص اگر بیش از ۴ ساعت در روز در مقابل صفحه نمایش(کامپیوتر، تماشای تلویزیون و بازی های ویدئویی) قرار گیرند، نگران باشند.

کارشناسان می گویند کودکانی که زمان بیشتری را در مقابل صفحه نمایش صرف کرده­اند تمایل به تجربه سطوحی بالاتری از پریشانی روحی، اضطراب و افسردگی را دارند و در استفاده بیش از ۴ ساعت این تمایل منفی شدیدتر دیده می­شود.

­ این کارشناسان می افزایند :افزایش زمان استفاده از صفحه نمایش و قرار گرفتن در معرض رسانه ها با کاهش احساس پذیرش اجتماعی و افزایش احساس تنهایی و مشکلات ارتباطی و.. همراه است و فعالیت های اینترنتی خاص مانند سایت­ های شبکه­ های اجتماعی و بازی چند نفره آنلاین با سطوح پایین تر از سلامت همراه بوده است.

استفاده نادرست از اینترنت سبب اختلال در هویت یابی کودکان

مصطفی سرگزی، کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی: استفاده ی نادرست از اینترنت ایجاد تضادهای شخصیتی و فرهنگی می کند. کودکان و نوجوانان به خصوص در دوران بلوغ که مرحله ی شکل گیری هویت آن هاست و همواره به دنبال کشف ارزش ها و درونی کردن آن ها هستند، با اینترنت و حجم گسترده، حیرت انگیز و گوناگون اطلاعات مواجه می شود و ناچار هویت خویش را در این دنیای مجازی جست وجو می کنند و بدین سان ممکن است برخی و شاید تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان راه را در اینترنت گم کرده و دوران هویت یابی خویش را بیش از پیش با بحران سپری کنند.

افسردگی و تنهایی نتیجه اعتیاد به اینترنت

مصطفی سرگزی کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی: یکی از مخرب ترین تأثیرات منفی اینترنت سوءاستفاده های جنسی است؛ کودکان و نوجوانان که بدون محدودیت از سایت های مبتذل و مستهجن استفاده و بازدید می کنند و نیز از طریق اتاق های چت و گپ زنی، بیش تر در معرض اغفال و سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند.

زیاده روی در استفاده از اینترنت، تهدید کننده سلامت فکری و فیزیکی کودکان

مصطفی سرگزی کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی: زیاده روی در استفاده از اینترنت می تواند برای سلامت فکری و فیزیکی شخص خطرناک باشد، اعتیاد به اینترنت و رایانه کارکرد انطباقی شخص را مختل می کند و ضمن این که اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری و افکار وسواسی را برای فرد به دنبال دارد و روابط این افراد را در جهان مجازی افزایش می دهد، از دامنه ی روابط آنان در جهان واقعی می کاهد و روابط شان با اطرافیان را به حداقل می رساند معتادان به اینترنت از بی خوابی رنج می برند و حتی زمان مصرف غذا را فراموش می کنند.

امکان صدمات جسمی برای کودکان در صورت استفاده طولانی مدت از رایانه

مصطفی سرگزی کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی: کودکان و نوجوانانی که مدت طولانی در مقابل رایانه می نشینند و از فعالیت های مورد نیاز این دوران مانند ورزش دور می مانند، دچار صدمات جسمانی مثل چاقی، آسیب های اسکلتی، ضعف بینایی، تشنج اپیلپتیک و یا حساس به نور می شوند

های اجتماعی  در استفاده از اینترنت سبب کاهش مهارت­ زیاده روی

افرادی که کمتر از اینترنت استفاده می­کنند ارتباط بیشتر و بهتری با اعضای خانواده دارند و استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. وابستگی به اینترنت همچنین گسست­ها و انقطاع­های شدیدی در زندگی تحصیلی، اجتماعی، مالی و شغلی مشارکت کنندگان ایجاد کرده است. همچنین دانش آموزان و دانشجویان، کاهش چشمگیری در عادات مطالعه، افت نمرات درسی، غیبت در کلاس­ها، مشروط شدن و مانند آن دارند و برخی نیز به دلیل دیر خوابیدن ناشی از استفاده از اینترنت، در مدرسه با عدم موفقیت روبه رو شده اند.

رابطه افسردگی کودکان با استفاده از اینترنت

اعتیاد اینترنتی عامل مهم افسردگی کودکان و نوجوانان: کودکان و نوجوانانی که به طور نامعقول از اینترنت استفاده می کنند و به آن معتاد شده اند در معرض افسردگی قرار دارند نه افراد معمولی. یکی از دلایل اصلی افسردگی بی خوابی یا خواب نادرست است؛علاوه بر آن مواردی همچون غذا نخوردن سر وقت، ارتباط نداشتن با مردم به صورت رو در رو، گوشه گیری و نبودن در اجتماع، غرق شدن در بازی ها و فانتزی های دنیای مجازی همگی بر رفتار کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد.

استفاده زیاد از اینترنت و کاهش تعامل کودکان در محیط اجتماعی

استفاده مداوم از اینترنت با افسردگی و انزوای اجتماعی نوجوانان همراه است. هرچه جوانان زمان بیش تری را با اینترنت سر کنند، در مقابل از میزان زمانی که صرف محیط اجتماعی واقعی شان خواهند کرد، کاسته خواهد شد.

آسیب های روانی اینترنتی

مهم ترین آسیب های روانی استفاده طولانی مدت از اینترنت: “اعتیاد اینترنتی” و “اختلال روحی”، افسردگی متمرکز، اضطراب اجتماعی، ضعف مهارت مقابله، عزت نفس پایین، کم خودکارآمدی ” از آسیب های روانی استفاده طولانی مدت از اینترنت است.

آسیب های استفاده از فضای مجازی برای کودکان

نداشتن الگوی مناسب برای بهره­گیری از فضای مجازی از سوی کودکان و نوجوانان: نسل جدید کلاً از مدیریت رسانه بی­بهره است و الگوی مناسبی در اختیارشان قرار داده نمی شود. در نخستین قدم باید زمان هایی که برای استفاده از فضای مجازی در اختیار فرزندان قرار داده می شود، پایش شود، آمارها نشان می دهد، درصد بالایی از نوجوانان به طرز ناباورانه ای در شبکه های مجازی بخصوص اینستاگرام و تلگرام حضور دارند و در نهایت هم هیچ فعالیت سازنده و مفیدی از سوی آنها در این محیط ها دیده نمی شود. متأسفانه در کشور ما میانگین ساعت حضور افراد جامعه در فضای مجازی بین حدود ۵ الی ۶ ساعت است که رقمی فاجعه بار است..

تغییر خلق و خو و خارج از چارچوب اخلاقی در فضای مجازی

هر چه جلوتر می رویم شاهد روند افزایشی رفتارهای خارج از چارچوب اخلاقی و انواع فحاشی ها در فضای نامحدود اینترنت هستیم و همین فضاهای مجازی غیرقابل کنترل باعث شده به تصویرکشیدن رفتارهای زشت، رفته رفته عادی و به قول روانشناسان سبب «خوگیری» افراد شوند.

بروز برخی نشانه های اختلالات روانی و افسردگی در کودکان امروزی

فرشاد رضایی، روانشناس: بر خلاف تصور عموم، پژوهش ها نشان می دهد که کودکان دهه جدید در زمینه توانایی های فیزیکی و به لحاظ هوش غیرکلامی از کودکان دهه های قبل ضعیف تر هستند. متأسفانه امروزه شاهد این اتفاق هستیم که کودکان و نوجوانان به لحاظ رفتاری چارچوب پذیر نیستند و نه تنها قبح برخی رفتارهای منفی ریخته بلکه حتی تبدیل به نوعی رفتار افتخارآمیز هم شده اند! به عنوان مثال رفتار ناهنجاری مثل خط انداختن روی بدن، به دلایل مختلف از جمله شکست عشقی به نوعی در بین دانش آموزان مد شده و شاهد عکس های گوناگونی در فضای مجازی از تیغ زدن قسمت های مختلف بدن­شان در صفحات اینستاگرام هستیم. این اتفاق قطعاً نشانه ای از بروز اختلال روانی و افسردگی است.

حذف بازی های گروهی مبتنی بر مهارت های بدنی به خاطر وجود فضای مجازی

هر چه پیش تر آمده­ایم و به خصوص با ظهور فضای مجازی در سال های اخیر، کمتر شاهد بازی کودکان در کوچه ها هستیم و بچه ها دیگر تمایل چندانی به بازی های گروهی مبتنی بر مهارت های بدنی شان ندارند.

اعتقاد عمومی بر این است که کودکان دهه شصت و قبل از آن، بیشتر از حالا بچگی می کردند.

نسل های قبلی برای پر کردن زمان خالی و اوقات فراغت، بیشتر به بازی های دسته جمعی در حیاط و کوچه و همچنین بازی­ هایی که بر پایه مهارت های بدنی بود، رو می آوردند. ­

.

وابسته شدن به فضای مجازی و دور شدن از جمع

هومن اهرامی، کارشناس فضای مجازی: دنیای مجازی شبیه به یک سیاه چاله است که انسان را به سوی خود می­کشد این جاذبه موجب شده تا بشر امروز در این دنیای خیالی به دنبال پاسخ به نیازها و رسیدن به رویاهایش باشد، همین امر موجب شده تا بشر امروز بیش از پیش به این دنیای خیالی وابسته شود و عملا از جمع کناره­گیری کند.

توصیه کارشناسان در مواجهه با آسیب های فضای مجازی به خانواده ­ها

رعایت اصل میانه روی در استفاده از اینترنت: از آن جایی که هر چیزی از جمله اینترنت می تواند به طور بالقوه اعتیاد آور باشد توصیه کارشناسان این است که بهتر است میانه روی را رعایت کنید. یکی از ساده ترین راه های جلوگیری از بروز این مشکل محدود کردن مدت زمان استفاده از اینترنت است. از آن جایی که این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است بهتر است یک تایمر برای خود تنظیم کنید تا به شما یادآوری کند که نباید بیشتر از چند ساعت در دنیای اینترنت باشید.

مراجعه به پزشک در صورت مشکل جدی در خصوص استفاده بی رویه از اینترنت

چنانچه کودکان و نوجوانان به مرحله­ای رسیده اند که اینترنت را به خواب و غذا ترجیح می دهند و کار و مسؤلیت های روزمره خود را به خاطر آن عقب می اندازند، متاسفانه باید بدانید که مشکل جدی است و لازم است با پزشک مشورت کنید..

اهمیت نحوه استفاده از فضای مجازی

بابک وزیری، متخصص روانشناسی رفتاری: نوع استفاده از فناوری نوین بسیار مهم است، هیچ چیزی در ذاتش بد نیست زیرا همانطور که چاقو می تواند جان یک انسانی را نجات دهد به راحتی می تواند جانی را بستاند، مهم نحوه استفاده از ابزارها هستند.

­

­

درباره ی ورزش کردن بدانیم

۲۶ مهرماه؛ روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش, روز تربیت بدنی و ورزش, 26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش، ورزشکار را سرزنده ساخته و او را در برابر دلمردگی بیمه می کند

تاریخچه ورزش در ایران
در میان کشورهای مشرق زمین، ایران، تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به تربیت بدنی و ورزش می داد. در یکی از کتاب های باستانی آمده است: ورزش در ایران باستان، با هدف سلامت، شادابی و آماده بودن برای دفاع از وطن پا گرفت و هدف اصلی آن، تربیت جوانان بود. تیراندازی، کوه نوردی، شمشیرزنی، دو، اسب دوانی، شترسواری، ارابه رانی، مشت زنی، شنا و کشتی، در این مرز و بوم رواج داشت. پارسیان، شکار و شکارگاه را آموزشگاه حقیقی جنگ می پنداشتند و جوانان پارسی در شکار، سحرخیزی، بردباری در راه رفتن و دوندگی و تیراندازی، آمادگی روحی و چابکی را فرامی گرفتند.

اهمیت ورزش
توجه به ورزش و تلاش بر توسعه آن در میان همه اقشار جامعه، به دلیل آثار سودمندی است که از این کار به دست می آید؛ چون ورزش مایه پرهیز از بیکاری، مبارزه با کسالت و تنبلی، افزایش توانایی های جسمی و روحی، شجاعت، سلامت جسمانی و فکری و نیز وسیله ای برای جمع گرایی و اجتماعی شدن است.

آثار فردی ورزش
ورزش، بر جنبه های گوناگون فرد اثرمی گذارد. حرکات ورزشی، از یکسو قدرت و توانایی جسمانی ورزشکار را افزایش می دهد و از سوی دیگر، باعث سلامت بدن انسان می شود؛ نعمتی که به تعبیر امام علی علیه السلام از زیادی مال بهتر است. ورزش همچنین به تعادل جسم و جان آدمی می انجامد. با ورزش، انسان از روحی با نشاط برخوردار می شود و روح با نشاط، بدن را سرشار از طراوت و شادابی می سازد و البته بدن سالم هم، روح و جان را در دست یابی به مدارج کمال یاری می رساند.

آثار روانی ورزش
ورزش، همان طور که بر جسم آدمی تأثیر می گذارد، بر روح و روان او هم تأثیر دارد. یکی از نتایج مفید ورزش بر روی شخصیت افراد، افزایش اعتماد به نفس است. ورزشکاران موفق، خود ساخته بوده و در برابر مشکلات، مقاوم تر هستند. از دیگر نتایج روانی ورزش، افزایش شور و نشاط ورزشکار و امید به آینده اوست. آدمی، با ورزش کمتر به دام وسوسه و گناه می افتد و به عادت های زشت، مثل اعتیاد دچار نمی شود. از دیگر آثار روانی ورزش، ویژگی ضدّ خمودگی و افسردگی آن است. ورزش، ورزشکار را سرزنده ساخته و او را در برابر دلمردگی بیمه می کند.

معلولیت و ورزش
معلولیت، باعث تضعیف ماهیچه ها، کاهش توانایی و استقامت بدن، کندی حرکت و اختلال در هماهنگی کار اندام های مختلف فرد می شود. افسردگی و سرخوردگی در زندگی فردی و اجتماعی، از آسیب های شایع معلولیت به شمار می آید. حال با این توضیح، می توان نقش ورزش را در کم کردن این آسیب ها در فرد معلول تشخیص داد. ورزش، عاملی است که قادر به تأمین سلامت جسمی و روانی فرد معلول است و در صورت نپرداختن به آن، بدن دچار اختلال می شود، روند بهبودی کُند یا متوقف می گردد و به طور کلی زندگی فرد معلول به طور جدّی به مخاطره می افتد. از این رو، ورزش، از عوامل ضروری در ادامه زندگی جانبازان و معلولان عزیز به شمار می آید.

روز تربیت بدنی و ورزش,ورزش, 26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش، همان طور که بر جسم آدمی تأثیر می گذارد، بر روح و روان او هم تأثیر دارد

رشته های ورزشی معلولان
امروزه به دلیل پیشرفت های علمی و نیز به وجود آمدن این بینش در معلولان و جانبازان که ورزش، لازمه زندگی آنان است، شاهد حضور گسترده افراد جانباز و معلول در مسابقات و رویدادهای گوناگون ورزشی، از جمله رویداد مهم ورزشی معلولان، یعنی پارالمپیک هستیم. برخی از مسابقات که براساس قوانین و مقررات خاص برای معلولان انجام می گیرد، عبارت است از: دو و میدانی، بسکتبال با ویلچر، والیبال نشسته و ایستاده، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، گُلبال، جودو، شنا، فوتبال هفت نفره، تیراندازی با تپانچه، تیراندازی با کمان، تنیس روی میز و وزنه برداری.

ورزش کودکان
ورزش، برای کودکان ضروری و لازم است. کودکان به طور طبیعی و فطری به ورزش، بازی و تحرّک علاقه نشان می دهند و این بازی و تحرّک، برای رشد آن ها لازم به نظر می رسد. حال که این مسئله تا این حد ضروری است، وظیفه والدین و مربیان ایشان است که سعی کنند کودکان را به ورزش ها و بازی هایی هدایت کنند که فکر، روح، جسم و شخصیت آنان را ساخته و آن ها را برای زندگی اجتماعی سالم و مفید آماده سازد. گفتنی است که از راه ورزش می توان کودک را تربیت کرد و بسیاری از یاد گرفتنی ها را به او آموخت.

ورزش بانوان
برخی از دختران، در سال های نوجوانی دچار نارسایی های جسمی هستند که از بی تحرکی و دوری از ورزش سرچشمه می گیرد. پی آمدهای این مشکلات، به طور عمیق در سال های آینده زندگی آنان آشکار می شود و به طور مسلّم، این امر بر نسل آینده نیز اثر می گذارد. برای رفع این مسائل، بیش از همه باید فرهنگ پرداختن و اهمیت دادن به ورزش برای تأمین سلامت و بهداشت روح و جسم افراد تقویت شود. به یقین، آثار مطلوب پرداختن به ورزش، افزون بر سلامت جسم، از گرایش فرد به ناهنجاری ها نیز جلوگیری خواهد کرد.

ورزش، جزو ضروری ترین مسائل زندگی همگان است. در این میان، بانوان باید بیش از دیگران به این مسئله اهمیت دهند و در نظر داشته باشند که آنان، پرورش دهندگان نسل های آینده هستند و سلامت جسم و فکر و روح ایشان، بر اندیشه و انگیزه فرزندانشان در پرداختن به ورزش و تأمین سلامت جسمانی و روحی آنها تأثیر مستقیم می گذارد. بانوان با افزودن بر سلامت جسمانی و نیروی بدنی شان، به آرامش روانی نیز می رسند و با سلامت روانی آنان، محیط خانه نیز از شادابی و تحرک مفید بهره می برد.

توصیه های ورزشی
– برای انجام ورزش، در طی روز، زمان خاصی را اختصاص دهید.
– اگر دچار بیماری خاصی هستید، پیش از شروع ورزش با پزشک خود مشورت کنید.
– از انجام ورزش در ساعت های بسیار گرم روز بپرهیزید.
– از انجام ورزش در محیط های آلوده و ساعت های پر ترافیک روز خودداری کنید.
– اگر مشکل مفصلی دارید، از زانوبند و مُچ بند استفاده نمایید.

– در صورت ایجاد تپش قلب، درد قفسه سینه، گیجی، حالت تهوّع و تنگی نفس، بی درنگ از فعالیت دست بکشید.
– برخلاف تصور عمومی، نوشیدن آب در حین فعالیت ورزشی مضر نیست و شما می توانید از مایعات استفاده کنید.

درباره ی تغذیه ی سالم بدانیم

۱۶ اکتبر؛ روز جهانی غذا

غذا, روز جهانی غذا, 16 اکتبر روز جهانی غذا

بیست و چهارم مهر ماه، برابر با شانزدهم اکتبر، سالروز جهانی غذاست

۲۴ مهر (۱۶ اکتبر) ؛ روز جهانی غذا

هدف اساسی سازمان فائو، زدودن فقر و گرسنگی در همه جهان است. جهت گیری و اولویت های این سازمان، ثمره بیش از شصت سال مطالعه و تجربه است. از آنجا که فقر و گرسنگی با یکدیگر در ارتباط هستند، فائو هدف خود را تأمین غذا برای همگان می داند.

روز جهانی غذا

بیست و چهارم مهر ماه، برابر با شانزدهم اکتبر، سالروز جهانی غذاست. این روز به افتخار تاسیس سازمان فائو در سال ۱۹۴۵ نامگذاری شده و در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود. در این روز، سازمان های بین المللی، به منظور برقراری روابط در زمینه کشاورزی و زمینه سازی برای جلوگیری از فقر و گرسنگی و نابودی محیط زیست، تلاش می کنند. استفاده از تجربیات، نحوه تغذیه، انتقال فن آوری از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه، موجب رونق و پیشرفت در صنعت مواد غذایی در ملل جهان سوم می شود. روز جهانی غذا، تلنگری برای بیداری وجدان های به خواب رفته و روز هم دردی با گرسنگانی است که از ابتدایی ترین حق زندگی، یعنی غذا محرومند.

فائو یا سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد

فائو یا سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد از سازمان‌های بین‌المللی است که در زمینهٔ توسعهٔ کشاورزی فعالیت دارد. سازمان فائو در سال ۱۹۴۵ توسط ۴۴ کشور عضو سازمان ملل متحد تأسیس شد. این سازمان از مرکز فائو و از طریق شبکه جهانی بالغ بر حدود نود اداره برای گسترش و مدرنیزه کردن کشاورزی، جنگلداری، شیلات و تأمین غذای مناسب برای همگان، به کشورهای در حال توسعه کمک می‌کند.

هدف سازمان فائو، بالا بردن سطح زندگی و بهبود تغذیه مردم جهان، توزیع مناسب مواد غذایی در مناطق مختلف جهان و ایجاد امنیت غذایی است. مبارزه با سوءتغذیه با ارائه اطلاعات لازم به کشورهای مختلف؛ از دیگر اهداف فائو است که بازدهی کشاورزی و سطح تغذیه در جهان را افزایش داده است. مقر این سازمان واقع در شهر رم در کشور ایتالیا است.
فائو به اعضایش شامل اتحادیه ارو‍پا و ۱۸۳ کشور خدماتی ارئه می‌دهد و در این راه با هزاران همراه در سرتاسر جهان، از سازمان‌های جامعه مدنی مانند گروه‌های کشاورزان و سازمان‌های بشر دوستانه تا دیگر موسسات ملل متحد، بانک‌های توسعه و بخش خصوصی، همکاری می‌کند.

اهداف اصلی فائو
۱- مساعدت به کشورهای در حال توسعه با در اختیار گذاشتن امکانات فنی.
۲- کمک به دولت‌ها در جهت تعیین خط مشی و مشاوره در برنامه ریزی.
۳- جمع‌آوری، بررسی و انتشار اطلاعات.
۴- فعالیت به عنوان محلی برای تبادل نظر و گردهمایی ملت‌های فقیر و غنی با شرایط برابر.

غذا، نیاز اولیه بشر
غذا، از ابتدایی ترین نیازهای انسانی و بلکه تمام موجودات زنده است و نقش اساسی آن، انکار ناشدنی است. اشباع غریزه گرسنگی، از آغازین روز آفرینش تاکنون، همراه آدمی بوده، به طوری که می توان گفت پیشرفت های شگفت انسان در عرصه صنعت و کشاورزی، مدیون پاسخ به همین غریزه ساده و ابتدایی است. در قرآن نیز به این نیاز بدنی انسان توجه شده و نام برخی از سوره ها با خوراکی ها شروع می شود. در برخی آیات، گاه به خواص برخی خوردنی ها اشاره شده و در برخی دیگر، به حیواناتی که سازنده خوردنی های مناسب و مطبوع آدمی است، اشاره گردیده است.

غذا, روز جهانی غذا, 16 اکتبر روز جهانی غذا

فقر، یکی از عمده ترین علل سوء تغذیه در جهان است

غذا، جای گزینی برای دارو
برای درمان یا پیش گیری از بیماری های مزمن و ناتوان کننده بدن، به مصرف دارو نیاز نیست. پزشکان می گویند برای پیش گیری و حتی درمان بیماری ها، می توان از انواع مواد غذایی بهره برد. در مواد غذایی که روزانه مصرف می کنیم، هزاران خاصیت دارویی وجود دارد که می تواند در درمان و پیش گیری از بیماری ها مؤثر باشد. اگر چه نمی توان غذا را به طور کامل جای گزین دارو کرد، ولی غذاها می توانند سطح سلامت ما را بهبود بخشند و در پیش گیری از بیماری ها نقش داشته باشند. غذا همچنین می تواند در کنار دارو، روند درمان را سرعت بخشد.

بهداشت مواد غذایی
بهداشت مواد غذایی، مسئله بسیار شایان توجهی در علم تغذیه به شمار می آید. در کنار نوع استفاده و چگونگی بهره گیری از مواد غذایی، رعایت بهداشت در مصرف و نگه داری غذا نیز اهمیت خاصی دارد و در این زمینه، دانشمندان به مطالعه و تحقیقات گسترده ای پرداخته اند.
از مهم ترین اقدامات بهداشتی هر جامعه ـ که بخش عمده آن سلامت و ایمن سازی از بیماری هاست ـ دست یابی به موفقیت هایی در زمینه بهداشت تغذیه است. تأمین مواد غذایی سالم و متناسب، برنامه ریزی برای بهبود وضع تغذیه، آموزش های لازم در زمینه مسائل غذایی و پیش گیری از سوء تغذیه، اموری هستند که نقش تعیین کننده ای در بهداشت فردی و اجتماعی و سلامت افراد جامعه دارند.

سوء تغذیه و گرسنگی
در قرن حاضر، سوء تغذیه، در بیشتر جوامع، به ویژه کشورهای جهان سوم، بحرانی جدی به شمار می آید. سوء تغذیه یا به عبارتی هرگونه انحراف از تغذیه طبیعی که موجب عدم دسترسی بدن به مواد اصلی و اساسی غذایی می شود یکی از دلایل مهم بیماری های جسمانی و روانی است. فقر، یکی از عمده ترین علل سوء تغذیه در جهان است.

مشغولیت ذهنی هشتاد درصد از مردم جهان، دست یابی به غذاست. کمبود غذا و مواد غذایی مورد نیاز بدن برای بسیاری از مردم جهان به مشکلی بزرگ و اساسی تبدیل شده است. با آلودگی و تخریب محیط زیست، مسائل گوناگونی به وجود می آید که در کاهش منابع غذایی جهان مؤثر است. گرما و خشکسالی، فرسایش خاک، کاهش نزولات جوی، بارش باران های اسیدی و سیاست های ستمگرانه بعضی از کشورهای قدرتمند در برابر کشورهای در حال توسعه، از عوامل گرسنگی و سوء تغذیه مردم جهان به شمار می آیند.

درباره ی حافظ بدانیم

۲۰ مهرماه؛ روز بزرگداشت حافظ

حافظ شیرازی,20 مهر روز بزرگداشت حافظ,زندگینامه حافظ

حافظ، شاعر بزرگ ایرانی در سدهٔ هشتم است.

زندگی‌نامه حافظ شیرازی

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ – ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای حافظ غزل هستند که به‌ غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاءالدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده‌است. در اشعار حافظ که می‌تواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود. آنچه از فحوای تذکره‌ها به دست می‌آید بیشتر افسانه‌هایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شده‌است. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که حافظ در خانواده‌ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شده‌است. (با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده‌است). در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده و از همین رو به حافظ ملقب گشته‌است.

در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق (متوفای ۷۵۸ ق) به دربار راه پیدا کرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کرده‌است. علاوه بر شاه ابواسحاق در دربار شاهان آل مظفر شامل شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشته‌است.

شاعری پیشه اصلی حافظ نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین می‌شده‌است. در این خصوص نیز اشارات متعددی در دیوان او وجود دارد که بیان کننده اتکای او به شغلی جدای از شاعری است، از جمله در تعدادی از این اشارات به درخواست وظیفه (حقوق و مستمری) اشاره دارد. دربارهٔ سال دقیق تولد او بین مورخین و حافظ‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد و آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ ق روی داده‌است.

در مورد سال درگذشت او اختلاف کمتری بین مورخان دیده می‌شود و به نظر اغلب آنان ۷۹۲ ق است. از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ق) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تألیف جامی (متولد ۸۱۷ ق) به‌صراحت این تاریخ به‌عنوان سال درگذشت خواجه قید شده‌است. محل تولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز روی در نقاب خاک کشیده‌است.

روایت است هنگامی که قصد دفن حافظ را داشتند، عده‌ای از متعصبان با استناد به اشعار حافظ دربارهٔ می‌گساری با دفن وی به شیوهٔ مسلمانان مخالف بودند و در مقابل عدهٔ دیگر وی را فردی مسلمان و معتقد می‌دانستند. قرار شد که از دیوان حافظ فالی بگیرند که این بیت آمد: قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ         که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت
این شعر در بدخواهان شاعر تأثیر بسیاری می‌کند و همه را خاموش می‌کند.

حافظ شیرازی,زندگینامه حافظ,20 مهر روز بزرگداشت حافظ

آرامگاه حافظ در شیراز

آرامگاه حافظ

آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل‌های جان‌پرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده‌است. امروزه این مکان یکی از جاذبه‌های مهمّ گردشگری به شمار می‌رود و بسیاری از مشتاقان شعر و اندیشه‌ حافظ را از اطراف جهان به این مکان می‌کشاند.

در زبان اغلب مردم ایران، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیده‌است. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه امامان به‌کار می‌رود، به‌خوبی نشان‌گر آن است که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. برخی از معتقدان به آیین‌های مذهبی و اسلامی، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسوم مذهبی همراه می‌کنند. از جمله با وضو به آنجا می‌روند و در کنار آرامگاه حافظ به نشان احترام، کفش خود را از پای بیرون می‌آورند. سایر دل‌باختگان حافظ نیز به این مکان به‌عنوان سمبلی از عشق راستین و نمادی از رندی عارفانه با دیدهٔ احترام می‌نگرند.

دیوان حافظ
دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه و تعدادی رباعی است، تاکنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌ چاپ رسیده‌است. شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب‌شدهٔ آن در کتابخانه‌های ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد. نکتهٔ خاصی که در دیوان حافظ وجود دارد، کثرت نسخه‌هایی با مفردات و واژه‌های گوناگون است که این خصیصه باعث بروز تصحیحات متعدد و گاه متناقض هم در بین مصححان می‌شود.

درباره ی کودکان بدانیم

روز جهانی کودک,8 اکتبر روز جهانی کودک,17 مهر روز جهانی کودک

روز ۱۷ مهر برابر با ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام دارد

۱۷ مهر (۸ اکتبر)؛ روز جهانی کودک

یکی از راه های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد.

مقدمه

کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. با توجه به نقش بی بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس داشت آن بدانند. روز جهانی کودک بهانه ای برای ورود به جهان کودکان است؛ برای ورود به این جهان باید آگاهی های خود را فراموش کنیم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شویم.

نامگذاری روز جهانی کودک

در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به‌منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را ایجاد کرد که نخست «انجمن بین‌المللی ویژهٔ کودکان سازمان ملل» نام گرفت. در سال ۱۹۵۳، یونیسف یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل متحد گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام‌گذاری شد.

پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک
پیمان‌نامه حقوق کودک یک کنوانسیون بین‌المللی است که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان را بیان می‌کند. دولت‌هایی که این معاهده را امضا کرده‌اند موظف به اجرای آن هستند و شکایت‌های راجع به آن به کمیته حقوق کودک ملل متحد تسلیم می‌شود.

این کنوانسیون در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و از ۲ سپتامبر ۱۹۹۰ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) لازم‌الاجرا شده‌است. تاکنون ۱۹۳ کشور (تمام اعضای ملل متحد به جز ایالات متحده آمریکا و سومالی) این سند را امضا کرده‌اند و در ۱۴۰ کشور اجرا می‌شود و به این ترتیب مقبول‌ترین سند حقوق بشر در تاریخ می‌باشد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۲ به این پیمان نامه پیوست، البته با این شرط که هر گاه مفاد پیمان نامه در هر مورد و در هر زمان با قوانین داخلی ایران و موازین اسلامی تعارض پیدا کند، دولت ایران ملزم به رعایت آن نباشد.

محتوای پیمان‌نامه حقوق کودک
کودک بر اساس ماده یک پیمان‌نامه حقوق کودک به هر انسان کمتر از ۱۸ سال گفته می‌شود. مگر آن که قانون قابل اعمال در مورد کودک سن قانونی کمتری را تعیین کرده باشد. این کنوانسیون شامل ۵۴ ماده و دو پروتکل اختیاری بوده که چهار اصول پایه‌ای آنرا جهت می‌دهد:
– هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.
– زمانی‌که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.
– کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.
– کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

روز جهانی کودک,17 مهر روز جهانی کودک,8 اکتبر روز جهانی کودک

یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک، حسن معاشرت و رفتار نیکو با اوست

والدین، هم بازی کودکان
یکی از راه های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد. نقل است که حضرت زهرا علیهاالسلام ، امام حسن علیه السلام را در کودکی بالا و پایین می انداخت و با او بازی می کرد و برایشان شعر میخواند. همچنین سیره زندگانی پیامبر اسلام، از هم بازی شدن ایشان با کودکان خبر می دهد.

کودک و برنامه های تلویزیونی
کودکان خیلی بیشتر از بزرگ ترها تحت تأثیر فیلم ها و برنامه های تلویزیونی قرار می گیرند. پیامی که از راه برنامه تلویزیونی به کودک ارائه می شود، در فکر و روح آنها به خوبی نقش می بندد. این نقش بسته به ویژگی برنامه های تلویزیونی، می تواند مثبت یا منفی باشد. از یک طرف، خشک ترین مفاهیم در قالب برنامه های جذاب برای بچه ها قابل فهم و پذیرش می شود و از سوی دیگر، برنامه هایی که مانع آشنایی کودک با دنیای واقعیت ها شود و مانند کارتون های تخیلی، با قهرمان های افسانه ای و قدرت های جادویی، او را در دنیای غیرواقعی غرق کند، برای کودک زیان بار است.

خشونت، ماجراجویی و هیجان های کاذب اگر صورت افراطی و پرحجمی در برنامه های تلویزیونی داشته باشد، در تکوین شخصیت کودک، اثر منفی می گذارد و در دوران پس از بلوغ، ناهنجاری های روانی خطرناک در وی ایجاد می کند. بنابراین، بزرگ ترین محبت پدر و مادر در حق فرزندانشان این است که بر کودکان هنگام تماشای تلویزیون نظارت داشته باشند.

میانه روی در محبت
کودکان امروز به دلیل توجه افراطی والدین و رفاه نسبی موجود، رفته رفته به انسان هایی نازپرورده و از خودراضی تبدیل می شوند. دامنه توجه برخی والدین به کودکان به اندازه ای بالاست که گویی آنها کودکان خود هستند، در حالی که زیاده روی در محبت همانند محبت کم، برای کودک ضرر دارد و ریشه امید و نشاط و حیات را در وجود او می خشکاند. تعادل و توازن در مهرورزی، عامل بالندگی و رشد است. آنچه در دین سفارش شده، رعایت میانه روی است.

نتیجه افراط در محبت، پرتوقع بار آمدن کودک، جوانه زدن ریشه های خودپسندی و سرکشی کردن کودکان در برابر حقیقت است. امام باقر علیه السلام این نوع تربیت را بدترین نوع تربیت می شمارد و پدرانی را که این گونه تربیت می کنند، نکوهش می کند و می فرماید: «بدترین پدران کسی است که در نیکی به فرزند خود زیاده روی می کند.» آزاد گذاشتن فرزند به این معنا که هر کاری دلش می خواهد بتواند انجام دهد، این تصور را در ذهن کودک ایجاد می کند که جهان، تحت فرماندهی اوست. او که اطرافیان را به دیده تحقیر می نگرد، خود، به کودکی نامسئول، خودخواه و پرخاشگر تبدیل می شود. از این رو، به والدین سفارش می شود رفتار منطقی و معقولی با فرزند خود داشته باشند و از افراط و تفریط در محبت بپرهیزند.

آشنا کردن کودک با سختی ها
یکی از شیوه های شخصیت پروری کودکان، آشنا ساختن آن ها، به ویژه پسران با سختی هاست تا بتوانند در آینده با مشکلات مبارزه کنند؛ زیرا کودکان باید عملاً درک کنند که به دست آوردن هرچیزی، نیاز به کوشش و زحمت دارد و اگر کودکی با مشکلات و سختی ها آشنا نباشد، در آینده در برابر ناملایمات گوناگون زندگی، ناراحتْ و در نهایت سرخورده خواهند شد. این حقیقت در روایتی از امام موسی بن جعفر علیه السلام مشاهده می شود که فرمود: «بهتر است که کودک در کوچکی با سختی و مشکلاتِ اجتناب ناپذیر زندگی روبه رو شود، تا در جوانی و بزرگ سالی بردبارو صبور گردد». البته باید توجه داشت که این آشنا کردن، باید متناسب باتوانایی کودک باشد.

آموزش در دوران کودکی
یادگیری در زمان کودکی، به دلیل آمادگی ذهنی بالای کودکان، بسیار سریع تر و بهتر از سایر زمان ها صورت می گیرد. کودک،نسخه ای از یک انسان بزرگ سال است با محدودیت هایی در ادراک و فهم مطالب.در تعالیم اسلامی، سفارش زیادی به آموزش کودکان شده است و ضررهای تأخیر در این مسأله یا بی تفاوت بودن به آنْ گوش زد شده است. در روایتی از امام علی علیه السلام می خوانیم: «هرکس در کودکی آموزش نبیند، در بزرگی به مقام ارج مندی نمی رسد».

کودک آزاری
متأسفانه در هر جامعه، کودکانی هستند که از سوی والدین یا دیگر افراد بالغی که مسئولیت آنان را به عهده دارند، آزار ببینند. این آزارها یا به صورت شکنجه فیزیکی است یا صورت روانی دارد. محرومیت از خوراک، پوشاک، نبود توجه و مراقبت، محرومیت از محبت، تحقیر و سرزنش یا تبعیض و توهین، از دیگر انواع کودک آزاری شمرده می شود. آزار فیزیکی و روانی کودک، آثاری مخرب بر روح، روان و شخصیت کودک بر جای می گذارد.

والدینی که با کودک خود این گونه رفتار می کنند، او را همچون اسباب و لوازم شخصی خود و مالک جان آنان می پندارند. در این میان، آموزه های روح بخش و انسان ساز اسلام، به محبت به کودکان، سفارش می کند و بزرگ سالان را از آزار کودک بر حذر می دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که به خردسالان رحم نکند، از ما نیست».

بزه کاری و کودکان
بزه کاری در کودکان و نوجوانان، از عوامل گوناگون اثر می پذیرد. از آنجا که محیط خانواده، نخستین محیطی است که فرد در آن رشد می کند، می توان آن را مهم ترین این عوامل دانست. از نظر روان شناسان، اگر فردی در محیط خانواده از نظر رفع نیازهای اساسی جسمی و روانی مانند نیازهای عاطفی ارضا نشود، احتمال زیاد دارد در آینده به رفتار ضداجتماعی دست بزند.

نبود محبت، ارتباطات صمیمی و تفاهم متقابل از عوامل مؤثر در بزه کاری کودکان و نوجوانان است. کودکی که از محبت پدر و مادر محروم مانده یا درست اشباع نشده است، در خود احساس حقارت، کمبود و محرومیت می کند و برای هر گونه انحرافی آمادگی دارد. بسیاری از تندخویی ها، خشونت ها، لج بازی ها، حساسیت ها، افسردگی ها و ناسازگاری ها، از محرومیت از محبت سرچشمه می گیرد.

درباره ی سالمندان بدانیم

سالمندی آغازی دیگر در زندگی است با کوله باری از تجربه

دوران سالمندی,بیماری ها در سالمندان

سالمندی دوران پختگی، ورزیدگی و زمان احساس بی نیازی است و فرصت سیر به سوی کمال و رسیدگی به خویشتن. سالمندان، باور ارزش های وجودی خانواده و جامعه هستند. در فرهنگ اسلامی و ایرانی، «پیری» نه به عنوان یک کلمه ناخوشایند، بلکه به صورت «کمال،حکمت،خردمندی و فرزانگی » تلقی می شود. از این رو می تواند به عنوان مرحله ای موثر و گرانقدر در زندگی به حساب آید.

این واقعیت را نیز باید پذیرفت، اغلب سخن از سالمندی مترادف با ضعف و سستی تلقی می شود،که ناشی از محدودیت انسان در جنبه های فیزیکی می باشد. با شناخت سیرتکاملی و علل پیری می توان تاحدی از ناتوانی ها پیشگیری نمود و در نهایت «قدرت فکری» سالمند را با «توان جسمی» وی همراه نمود.

همانطور که می دانید، افزایش طول عمر انسان ها و اضافه شدن جمعیت سالمندان یکی از دستاوردهای قرن ۲۱ بوده و سالخوردگی جمعیت پدیده ای است که برخی جوامع بشری با آن روبرو شده و یا خواهند شد. براساس نظریات WHO این پدیده ناشی از بهبود شرایط بهداشتی است که منجر به پیشگیری از بیماری ها و در نهایت افزایش امید به زندگی شده است .

بنابراین سالخوردگی جمعیت در واقع یک موفقیت بهداشتی است که در صورت عدم برنامه ریزی مناسب، به یک چالش بزرگ تبدیل خواهد شد.

بر اساس منابع علمی جمعیتی، زمانی که ۸% جمعیت را افراد ۶۵ سال و بالاتر و یا ۱۲% جمعیت را افراد ۶۰ سال و بالاتر تشکیل دهند، پدیده سالمندی استقرار می یابد. این روند تغییرات جمعیت سالمندان در ایران نیز سیر صعودی طی می کند به طوری که پیش بینی می شود تا سال ۱۴۲۹جمعیت سالمندان کشور به ۶۲/۲۴% برسد.

از آنجایی که با افزایش جمعیت سالخورده، شیوع بیماری های مزمن نیز افزایش می یابد،در اکثر کشورهای توسعه یافته،سیستم درمانی برای درمان بیماری ها از مداخله های پیشگیری و نظارت درمانی استفاده می کنند که دارای ابعاد سه گانه «پزشک،بیمار و محیط» می باشد.

اقدامات پیشگیرانه در سالمندان بر اساس زمان مداخله به سه سطح تقسیم می گردد:

۱- پیشگیری اولیه: مشتمل بر اقدامات مثبتی است که سبک ناسالم زندگی را تغییر داده و مانع حضور عوامل خطر ساز می شود. این سیاست شامل کاربرد توصیه های معمول در زمینه «تغذیه،ورزش،مصرف دخانیات و الکل و مواد مخدر» می باشد. همچنین مراقبت های بهداشتی پیشگیرانه از دهان و دندان و ایمن سازی را برای پرهیز از ابتلا به بیماری های عفونی شامل می شود. (مانند آموزش، مشاوره، واکسیناسیون)

۲- پیشگیری ثانویه: بسیاری از سالمندان دارای بیماری خفیف یا عوامل خطر قابل شناخت بیماری مزمن یا ناتوانی زودرس می باشند. در این نوع پیشگیری با شناسایی عوامل خطر و غربالگری و تشخیص و درمان زودهنگام بیماری ها، عوامل خطر را سریع تشخیص داده و برای آن ها اقدامات مناسب و خاص انجام می گیرد. این اقدامات زودهنگام بر مرگ و ناتوانی تاثیر می گذارد و مانع پیشروی بیماری می گردد.

۳- پیشگیری ثالثیه: بسیاری از سالمندان دارای یک بیماری مزمن می باشند. در این سطح پیشگیری، هدف حفظ عملکرد جسمی،روانی و اجتماعی سالمند تا بیشترین زمان ممکن و با کیفیت مناسب است. این سیاست شامل جلوگیری از وقوع مجدد حمله حاد بیماری با کمک دارو یا تغییرات سبک زندگی و کمک های توانبخشی است. ( توانبخشی و ارتقای کیفیت زندگی سالمند)

مراقبت ها و پیشگیری ها:

اگرچه تغییرات ناشی از پیری اجتناب پذیر است اما نمی توان از بسیاری از آنها تا حدودی پیشگیری نمود یا وقوع آن را به تعویق انداخت بدین جهت لازم است سالمندان را به رعایت موارد ذیل تشویق نمائید :

۱- انجام برنامه های ورزشی منظم به ویژه پیاده روی و استفاده از کفش های پاشنه کوتاه، با کف غیر لغزنده

۲- رژیم غذایی مناسب ( کم نمک و کم چربی ) و خوردن غذا در وعده های زیاد و حجم کم

۳- مصرف کافی مایعات (حراقل ۸-۶ لیوان در روز)

۴- استفاده از عینک آفتابی در مقابل نور خورشید

۵- کنترل منظم وزن و فشارخون

۶- عدم استعمال دخانیات

۷- داشتن دوره های کوتاه استراحت در فعالیت های طولانی

۸- رعایت بهداشت دهان و استفاده از ورقه های نازک

۹- عدم تغییر ناگهانی محل تاریک به روشن و بر عکس

۱۰- ماساژ نواحی تحت فشار

۱۱- تغییر وضعیت از حالت نشسته به ایستاده به آهستگی

۱۲- داشتن الگوی خواب منظم

۱۳- استفاده از مرطوب کننده و ضد آفتاب

از آنجائیکه رعایت اصول تغذیه صحیح در دوران سالمندی تاثیر به سزایی در روند سالم پیر شدن دارد،به چند مورد از توصیه های تغذیه ای دوران سالمندی اشاره می شود.

پژوهشها نشان داده است، سالمندانی که عمر بیشتری می کنند دارای خصوصیات زیر هستند :

– هر روز به طور مرتب صبحانه می خورند .

– در هر وعده حجم غذایی کافی مصرف می کنند .

– نوسانات وزنشان کمتراست (همواره وزن مطلوب دارند)

– میوه و سبزی در برنامه غذایی روزانه آنها وجود دارد .

– چربی و مواد غذایی کمتری مصرف می کنند .

– از مصرف نمک و مواد غذایی شور به مقدار زیاد خودداری می کنند .

برنامه غذایی دوران سالمندی شامل طیف متنوعی از مواد غذایی است . به گونه ای که بتواند حدود ۳۰ درصد کالری را از چربی ها، ۱۵ درصد از پروتئینها، ۵۵ درصد از کربوهیدراتها (عمدتا کربوهیدراتها مرکب ) تأمین کند . به علاوه توصیه می شود چربی های غیر اشباع ترجیحا از منابع گیاهی تامین شود.

امیداست با اجرای موفق به تشخیص زودرس بیماری ها در سالمندان به ظاهر سالم باشیم وبا کنترل و درمان بیماری ها درمراحل ابتدایی از ایجاد ناتوانی در پیری پیشگیری نموده و سالمندان را با نهایت قدرت فکری و توان جسمی ایده ال حفظ نماییم .

درباره ی مولانا بدانیم

۸ مهرماه؛ روز بزرگداشت مولوی

مولوی, روز بزرگداشت مولوی, روز بزرگداشت مولانا, 8 مهرماه روز بزرگداشت مولوی

شرح زندگی مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بوده است. پدر مولوی مردی سخنور بوده و مردم بلخ علاقه فراوانی به او داشته که ظاهرا همین وابستگی مردم به او سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردید و او را علیه بهاءالدین ولد برانگیخت. به همین دلیل بهاءالدین ولد پدر مولوی احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.

مسافرتهای مولوی
مولوی در سفر زیارتی که پدرش از بلخ عازم آن شد پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (۶ سالکی یا ۱۳ سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی اقامت کردند و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.

ازدواج مولوی
مولوی در هجده سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج نمود که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. پس از فوت پدرش بهاء الدین ولد راه پدر را ادامه داده و به هدایت و ارشاد مردم عمر خود را سپری نمود.

سفر مولوی برای تحصیلات
مولوی در عین حالی که مردم را تربیت می‌نمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهره‌ را برد و ظاهرا به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفاده‌ را برد و از آنجا عازم شهر قونیه گردید و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت ۵ سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد می‌باشد.

زندگینامه مولانا, روز بزرگداشت مولانا, 8 مهرماه روز بزرگداشت مولوی

آرامگاه مولوی در قونیه، ترکیه

داستان آشنایی مولانا با شمس
مولوی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین می‌نویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا می‌شود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او می‌پرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب می‌دهد قیل و قال است. شمس می‌گوید و ترا با اینها چه کار است و کتابها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت می‌اندازد.

مولانا با ناراحتی می‌گوید ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد می‌باشد. و دیگر پیدا نمی‌شود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتابها را یک یک از آب بیرون می‌کشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب می‌پرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب می‌دهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی می‌نهد و درس و بحث را کنار می گذارد و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت می‌ایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره می‌یابد.

هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشه‌ای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطه‌اش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.

پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عده‌ای شد. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظه‌هایی از هم صحبتی با حسام‌الدین می‌باشد. علاوه بر کتاب فوق ایشان دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز می‌باشند که در زیر به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود.

آثار مولانا
– مثنوی معنوی:   مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
– غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
– رباعیات: حاصل اندیشه‌های مولاناست.
– فیه ما فیه: که به نثر می‌باشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
– مکاتیب: حاصل نامه‌های مولاناست.
– مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.

درگذشت مولوی
بالاخره روح ناآرام جلاالدین محمد مولوی در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ قمری بر اثر بیماری ناگهانی که طبیبان از درمان آن عاجز گشتند به دیار باقی شتافت.

درباره ی ناشنوایان بدانیم

هشتم مهر ماه هر سال برابر سی‌ام سپتامبر، «روز جهانی ناشنوایان» نام‌گذاری شده است. هدف از این نام گذاری، بالا بردن فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانستن زبان اشاره و آگاهی مردم از مشکلاتی است که این عده با آن  مواجه هستند گفتنی است که از دست دادن کامل شنوائی را ناشنوایی و یا کری می‌گویند.

زبان اشاره
سیستم قراردادی از علایم دیداری (ترکیب همزمان شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن و حالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) در یک کلمه اشاره استفاده می‌کند. این نوع زبان اشاره می‌تواند بصورت متنوع باشد

روش‌های درمانی کمک به ناشنوایان

سمعک
سمعک وسیله ایست جهت تقویت صدا به مقداری که فرد کم شنوا بتواند از باقیمانده شنوایی خود به بهترین شکل ممکن استفاده کند و تا حد ممکن با افراد به شنوایی طبیعی نزدیک شود.

کاشت حلزون شنوایی
دستگاه کاشت حلزون شنوایی یک دستگاه الکترونیکی است که بخشی از شنوایی را به افراد ناشنوا برمی‌گرداند.

باغچه‌بان را باید اولین  معلم دانش آموزان ناشنوا بودند.

راه های مراقبت از گوش:

*صدای موسیقی را کم کنید

*به گوش خود استراحت بدهید

اگر در مکان های پر سر و صدا مثل یک باشگاه ورزشی و یا کنسرت برای مدتی طولانی حضور دارید، برای مراقبت از گوش هایتان سعی کنید در طول مدتی که در آنجا هستید چند باری حداقل ۵ دقیقه بیرون آمده و به گوش های خود استراحت بدهید.

*از گوش پاک کن استفاده نکنید.

*گوش های خود را خشک نگهدارید چونرطوبت زیاد باعث رشد باکتری ها و ورود آنها به گوش می شود.

*تحرک بدنی داشته باشید  زیرا، سرعت خون رسانی به اعضای بدن مثل گوش ها را افزایش می دهد.

*بدون تجویز پزشک دارو مصرف نکنید.

درباره ی مراقبت از قلب بدانیم

با ۱۸ روش از قلب خود محافظت کنید:

پیشنهاد می کنیم که برای حفظ سلامت قلب خود به نکات زیر توجه کنید، اما این نکته را متذکر می شویم که با پزشک نیز مشورت کنید:

  1. روزی ۳۰دقیقهورزش کنید.
  2. هر دو ساعت یک لیوان آب بنوشید.
  3. اگر می توانید روزی ۲۰دقیقه دوچرخه سواری کنید.
  4. طبق نظر پزشک، هر روزویتامین ب کمپلکس مصرف کنید.
  5. صدای خود را در شب حین خواب ضبط کنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه کنند که آیا در خواب خر و پف می کنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشک مشورت کنید چرا که این امر می تواند در تنفس وفشارخون شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان را در معرض خطر قرار دهد.
  6. وقت کافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی که دوستشان دارید اختصاص دهید.
  7. حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان کنید.
  8. هر هفته مقدار کمی کاکائوی تلخ بخورید.
  9. شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. کم خوابی می تواند یکی از دلایل حمله قلبی باشد.
  10. دست کم هفته ای یک بارماهی مصرف کنید.
  11. از خوردن صبحانه کامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.
  12. مواد غذایی دارایامگا ۳ را در برنامه غذایی بگنجانید.
  13. به مصرف لوبیا نیز توجه کنید و آن را به شکل خوراک یا بر روی سالاد میل نمایید.
  14. خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.
  15. هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده کنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.
  16. در روزهای تعطیل فقط استراحت کنید. تلفن همراه و رایانه را کنار بگذارید.
  17. ازاسترس پرهیز کنید.
  18. به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشک را بخواهید.

درباره ی آتشنشانی بدانیم

نامگذاری روز آتش‌نشانی و ایمنی در ایران

در روز ۷ مهر ۱۳۵۹ وقتی که دشمن بعثی به پالایشگاه آبادان حمله هوایی کرد، آتش نشانان منطقه و شهر های اطراف برای مهار آتش به پالایشگاه رفتند که در حین عملیات خاموش کردن آتش، مجدداً هواپیماهای دشمن اقدام به بمباران پالایشگاه می کنند که منجر به شهادت تعداد زیادی از آتش نشانان می شود.

آتش‌نشانی چیست؟

آتش‌نشانی یا اطفاء حریق مجموعه اقداماتی است که برای مقابله با آتش بوسیله خاموش کردن، کنترل و یا هدایت آتش‌های ناخواسته انجام می‌گیرد. اهداف آتش‌نشانی حفاظت از سلامت افراد، جلوگیری از آسیب به اموال و حفاظت از محیط زیست است.
آتش‌نشانی مهارتی بسیار فنی است که احتیاج به دوره‌های طولانی چه در زمینه‌های عمومی مانند مقابله با آتش و چه در زمینه‌های تخصصی مانند عملیات امداد و نجات دارد. به شخصی که به صورت تخصصی به مهارت‌های اطفاء حریق آشناست آتش‌نشان می‌گویند.

اولین آتش نشانی در ایران

اولین ایستگاه آتش نشانی در شهر تبریز در سال ۱۲۲۱ شمسی ساخته شده است. وجود برج تاریخی آتش نشانی (یانقین) دراین شهر گواهی براین مدعاست.

روش‌های آتش‌نشانی
روش‌های اطفاء حریق بستگی به نوع آتش دارد. برای مقابله با آتش باید یکی یا بیشتر از عوامل اصلی مثلث آتش یعنی هوا، ماده سوختنی و یا حرارت را کنترل کرد.