مقالات

نوروز باستانی

نوروز قدیمی ترین جشن باستان

عید نوروز توسط تمام قوم های ایرانی در میان اهالی شهر و روستا و عشایر با هر طبقه اجتماعی برگزار می شود, مراسم جشن عید نوروز است. ایرانی ها، نوروز را در آغاز سال و آغاز گردش طبیعت، جشن می گیرند و معتقدند که سالی دیگر گذشته و بایستی کهنگی ها را به سال کهنه واگذارکرد. واژهٔ جشن، از ریشهٔ «یز» (Yaz) به معنی نیایش و پرستش است و جشن نوروز سپاس آغاز سالی نو است.
به اعتقاد پارسیان، نوروز اول روز از زمانه و فل ک را آغاز گشتن است. اندیشهٔ ایرانی، نوروز را آغاز زندگی می داند و شروع هر پدیدهٔ مهمی را بدین روز منسوب می دارد. ایرانیان هر آغازی را جشن می گیرند و نوروز بزرگ ترین آغاز و بزرگ ترین جشن، با اصیل ترین سنت ها و مراسم جاودانه است. آغاز ِمراسم باشکوه عید نوروز به زمان پادشاهی جمشید شاه بازمی گردد. گفته می شود او در زمان سلطنت خود در آبادانی ایران و آسایش خاطرِ مردم از هجوم بیگانگان، نقش بسیاری داشت. در نوشته ها آمده روزی جمشید سفری با آکاایران: تخت زرینش به آسمان ( به سوی خورشید ) داشت و پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را نوروز نامید…

پس از جمشید, سال به سال بر اهمیت و فراگیری این روز افزوده شد. در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز به عنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شد. اسطوره های گوناگونی در ایران باستان, درباره این جشن ملی آورده شده است که به برخی از آن ها جهت اطلاع علاقمندان اشاره می شود.
یکی از این افسانه ها, اسطوره زیبای آفرینش است.
اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه وآرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسمان، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آ‏فرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آیین ایران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار می کردند.

ماجرای ولادت حضرت علی علیه السلام در کعبه

ماجرای ولادت حضرت علی علیه السلام در کعبه

ولادت حضرت علی (ع) در روز ۱۳ رجب و با شکافته شدن کعبه به روی فاطمه بنت اسد معجزه‌ای از طرف پروردگار برای نشان دادن تولد بزرگ مرد عالم بود.

برون چو فاطمه آمد ز بیت ربّ مجید            ولی عالم امکان به دوش می‌بالید

…….

فلک خجل شد و گفتا ندیده دیده دهر         که مَه گرفته در آغوش خویشتن خورشید

 

سیزدهمین روز از ماه برکت، ماه رحمت و لطف پروردگار رجب المرجب پدر عالمیان پای بر جهان هستی گذارد. روزی که خداوند منت بر عرشیان و فرشیان گذاشته و علی را تقدیم زمینیان کرد. ۱۳ رجب روزی است که در طول سالهای متمادی شیعیان و محبین خاندان اهل بیت آن را گرامی داشته و هر ساله با برپایی مراسماتی تولد آن بزرگ مرد راه خدا را جشن می‌گیرند. حضرت علی (ع) نه تنها زندگی پرمعنا و جاودانه‌ای داشتند بلکه تولدشان نیز همراه با معجزاتی بود که نشان از ولادت یکی از بزرگ مردان تاریخ می‌داد. اما داستان ولادت حضرت علی از منابع مختلف چگونه است؟

 

داستان ولادت حضرت علی (ع)

در سیزدهم رجب سال ۳۰ عام الفیل، حادثه بس عجیبی رخ داد که هرگز در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است، و آن حادثه، به دنیا آمدن نوزادی است در درون خانه کعبه که به نام علی علیه السلام اسم گذاری شد.

 

سعید بن جبیر از یزید بن قعنب نقل نموده که من با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از فرزندان عبدالعزّی در مقابل خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان فاطمه دختر اسد مادر امیرالمؤمنین که نه ماهه باردار بود و درد زایمان او را گرفته بود، ظاهر شد.

 

پس فاطمه گفت: پروردگارا! به تو و پیامبران و کتاب‌هایی که از طرف تو نازل شده‌اند، ایمان دارم و سخن جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق می‌کنم؛ او که این خانه عتیق را بنا کرد. پس به حق آن کسی که این خانه را ساخت، و به حق کودکی که در رحم دارم، ولادت این کودک را بر من آسان فرما!

 

یزید بن قعنب می‌گوید: ما دیدیم که خانه خدا از پشت شکافته شد (محل مستجار) و فاطمه داخل خانه شد و ما دیگر او را ندیدیم، و دیوار دوباره به حال اوّل برگشت، به ذهن ما رسید که قفل در خانه خدا را باز کنیم، ولی باز نشدپس دانستیم که این مسئله کاری است از طرف خدای عزیز و جلیل». 

 

خارج شدن فاطمه بنت اسد پس از چهار روز از کعبه

 

فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیکه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زن‌های گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا که پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشک را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد (و هنگامیکه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید که از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏‌هاى بهشتى و بار و برگ آن‌ها خوردم.

 

 

رکن یمانی در کعبه کجاست؟

رکن یمانی که نشانه‌ای از محل و چگونگی ولادت حضرت علی (علیه السلام) است، در زاویه جنوبى خانه و تقریباً مقابل کشور «یمن» و قبل از رکن حجرالاسود می‌باشد.

در روایتى از امام باقرعلیه السلامنقل شده است که فرمود: رسول خدا دو رکن یمانى و اسود را استلام می‌کرد و آن‌ها را می‌بوسید و صورتش را بر آن‌ها می‌نهاد. امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: ‏ رکن یمانى درى از درهاى بهشت است و از روزى که گشوده شده، بسته نشده است. ما از این در به بهشت وارد می‌شویم؛ این در تنها بر روى پیروان اهل‏بیت نبوت و امامت گشوده است؛ هرگاه مؤمنى در کنار رکن یمانى دعایى کند آن دعا بالا می‌رود تا بدانجا که به عرش پیوسته و بین آن دعا و خداى تعالى حجابى نخواهد بود.

 

 

13 رجب – سیزده رجب – شکاف کعبه – رکن یمانی – ولادت حضرت علی

نام علی چگونه بر نوزاد گذارده شد؟

نوزادی که تولدش معجزه‌ای از معجزات الهی است نام گذاریش می‌بایست توسط خداوند بلند مرتبه انجام گیرد.

 

فاطمه بنت اسد می‌گوید: 

 

فَلمّا اَردْتُ اَنْ اَخْرُجَ هَتَفَ بی هاتِفٌ یا فاطِمَهُ سَمّیهِ عَلیّا فَهُوَ عَلِیٌ وَاللّه ُ الْعَلِیُّ الاَْعْلی یَقُوْلُ: اِنّی شقَقْتُ اِسْمَهُ مِنْ اِسْمی وَاَدّبْتُهُ باَدَبی وَوَقَفْتُهُ عَلی غامِضِ عِلْمی وَهُوَ الَّذی… یُؤذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَیْتی وَیُقَدِّسُنی وَیُمَجِّدُنی فَطُوبی لِمَنْ اَحَبَّهُ واَطاعَهُ وَوَیْلٌ لِمَنْ اَبْغَضَهُ وَعَصاهُ

 

ترجمه:

پس هنگامی که خواستم [از کعبه] خارج شوم، هاتفی [از غیب] مرا ندا داد: ای فاطمه [او را] به نام علی نام گذاری کن! پس او علی است و خدای علیّ اَعْلی است که می‌گوید: به راستی، اسم او را از اسم خودم جدا ساختم و او را به ادب خود پرورش دادم و او را بر پیچیدگیهای علم خود آگاه ساختم و او کسی است که… بر بام خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود. پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی کند.»

 

آیا تنها مولود کعبه حضرت علی است؟

مشهور و معروف است که امام على (ع) در درون خانه کعبه به دنیا آمد و خداوند متعال این فضیلت را به آن حضرت اختصاص داده، به نحوی که نه پیش از او و نه پس از او، کسى در داخل کعبه به دنیا نیامده است. این نحوه ولادت در حقیقت از کرامات امیرالمؤمنین (ع) محسوب شده و از جایگاه ویژۀ آن حضرت در نزد خداوند سبحان و در عالم هستی و در بین اهل بیت (علیهم السلام) خبر می‌دهد.

 

بزرگانی از اهل سنت و شیعه به جریان ولادت امام علی (ع) در داخل کعبه اشاره نمودند که به برخی از آن اشاره می‌کنیم.

 

 عالم مشهور اهل سنت، حاکم نیشابورى در این باره ادعای تواتر نموده ‌است:

  • «اخبار متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (کرّم اللّه وجهه) را در درون خانه کعبه به دنیا آورد».

 

  •  حافظ کنجی از علمای اهل سنت (م ۶۵۸ ق) می‌گوید: «امیر مؤمنان (ع) شب جمعه سیزده رجب، سال سی‌ام بعد از واقعه عام الفیل در داخل خانه خدا به دنیا آمد. کسی پیش از آن حضرت و بعد از آن، در داخل کعبه به دنیا نیامده است و این، از فضایل اختصاصی آن حضرت است که خداوند به جهت بزرگداشت مقام او عطا کرده است».

 

  •  ابن صباغ مالکی (م ۸۵۵ ق) در الفصول المهمه نیز قریب به همین عبارات را آورده است.

 

  •  شهاب الدین آلوسی صاحب تفسیر کبیر در شرح سخن عبدالبافی افندی عمری بعد از شعر مؤلّف کتاب که گفته است: «أنت العلی الذی فوق العلى رفعا * ببطن مکه عند البیت إذ وضعا»، می‌گوید: «این که حضرت امیر (کرم الله وجهه) در خانه خدا به دنیا آمده، شهرت جهانی دارد و در کتب فریقین سنی و شیعی ذکر شده … و درباره کسی نشنیدیم که او هم در کعبه به دنیا آمده باشد، آن چنان که درباره حضرت (کرم الله وجهه) ذکر شده، و چه افتخاری برای امام أئمّه است که در جایی که قبله مؤمنان است به دنیا آمده باشد. پاک و منزه است خداوندی که أشیاء را در مکان مناسبش می‌گذارد».

 

  • شیخ مفید در این رابطه می‌گوید: «غیر از امام علی (ع)، هیچ مولودی چه پیش از او و چه پس از او در خانه خدا (کعبه) زاییده نشده است و این به جهت اکرام و تجلیل از عظمت مقام آن حضرت از جانب خداوند متعال بوده است».

 

ولادت حضرت علی علیه السلام در کعبه نشانه ای از معجزات پروردگار به انسان‌ها بوده تا به راستی و درستی پدر عالمیان پی برده و با بکارگیری رهنمودهای ایشان سعادت دنیا و آخرت را برای خود خریداری کنند.

روز ملی شدن صنعت نفت ایران

روز ملی شدن صنعت نفت ایران به دست مصدق بزرگ

شورای جبهه ملی ایران،در ۲۲ مهر ۱۳۲۸ ، در مخالفت با دخالت دولت در انتخابات مجلس شورای ملی، جبهه ملی ایران را به کمک آزادیخواهان تشکیل دادو با مبارزاتی پیگیر توانست حاکمیت را مجبور به ابطال انتخابات تهران نماید ، و در انتخابات جدید،به عنوان نماینده مردم تهران قدم به مجلس شورای ملی نهادو با کابینه رزم آراء به مخالفت پرداخته، و قانون ملی شدن صنعت نفت را در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ از مجلس شورای ملی گذراند. ملی کردن صنعت نفت نه تنها در حیات سیاسی و اقتصادی کشور ما تاثیر بسزایی داشت،بلکه تحسین و ستایش شخصیتهای سیاسی شرق و مطبوعات و جراید همه دنیا را بر انگیخت، به طوریکه از او به عنوان یک قهرمان مشرق زمین نام بردند .

مجله تایم آمریکا درسال ۱۹۵۱ دکتر مصدق را به عنوان مرد سال معرفی نموده و عکس او را بر روی جلد خود چاپ کرد . دکتر مصدق همانند مهاتما گاندی ، رهبر روحانی هند، پرچم دار مبارزه با استعمار انگلستان در شرق شناخته شد و بسیاری از رجال سیاسی آن دوران او را ستودند. صالح جبر ، رهبر حزب ملی عراق در ۱۹۵۳ در حزب خود اظهار داشت : « با کمال صراحت می گویم که افزایش عایدات نفت عراق مرهون تلاش و همت دکتر مصدق است… ما عراقی ها برای نهضت ملی ایران ارزش بسیارقائلیم و بدون شک این نهضت در بیداری ملل شرق موثر واقع شده است.»

روزنامه کوریه سویس، در همان زمان نوشت: «مصدق بزرگترین مرد سیاسی دنیا ، نقطه تحولی در تاریخ ملل مسلمان خاور میانه به وجود آورده است . زیرا تحولی که در افکار صدها میلیون نفر از مردم جهان ایجاد کرده است، کمتر از تحولی که در ایران به وجود آورده نیست. »

نام مصدق در تاریخ برای همیشه جاویدان خواهد بود…و در ردیف قهرمانان بزرگی مانند جورج واشینگتن ، سیمون بولیوار ، و گاریبالدی باقی خواهد ماند.

جورج لنچافسکی ، نویسنده کتاب ، ” نفت و دولت در خاور میانه ” ، در کتاب خود می نویسد: « دکتر مصدق ، پرچمدار یکسره کردن تکلیف شرکت نفت انگلیس و ایران شد و سپس به ابتکار وی قانون معروف به ملی شدن نفت را به تصویب مجلس شورای ملی رساند.»

بر هیچ ایرانی پوشیده نیست که ملی کردن صنعت نفت به دست دکتر محمد مصدق و یاران صدیقش تاثیری شگرف در حیات اقتصادی ، و سیاسی ایران داشت که نتایج آن هر روز بیشتر از پیش احساس می شود.با ملی شدن صنعت نفت ، ایران مالک منابع عظیم نفتی خود شد ، میهن عزیز ما ایران چهارمین کشور دارنده ذخایر نفت ، پس از آمریکا، عربستان سعودی و روسیه ، است ، و دارنده دومین ذخایر گاز دنیا پس از روسیه می باشد.

ملت ایران ، به ویژه نسلهای جوان این کشور باید با تلاشهای پیشینیان قهرمان خود آشنا شده ، و راه آنان را آنچنان که جبهه ملی ایران ادامه می دهد، ادامه دهد. چون نفت ، تنها سرمایه بزرگ و تجدید ناپذیرکشور ماست که تا دیر نشده و این ذخایر به پیایان نرسیده باید صرف توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران ، و ساخت سیستم زیر بنایی ایران به نحو احسن بگردد . گرچه سرمایه اصلی کشور مغزهای سازنده و خلاق آن به حساب می اید ، اما نفت و گاز مانند پس اندازی است که پدری برای بهداشت، آموزش و پرورش ، و تحصیلات دانشگاهی و متخصص شدن فرزند خردسال خود و در نهایت برای آینده او اختصاص داده است، اگر این پس انداز از میان برود و پدر فقیر شود ، مسلم است که آن فرزند اینده روشنی نخواهد داشت. آیا ایران باید سرنوشت آن کودک خردسال را بیابد ؟ یا با استفاده عاقلانه و مدبرانه از ذخایر کشور ، آنرا به کشوری پیشرفته ، با فرهنگی غنی ، و دور از فقر و جهل و خرافات تبدیل کنیم؟ این پیام جبهه ملی ایران به نسل جدید ایران به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت است

جبهه ملی ایران روز ملی شدن نفت و همچنین جشن فرخنده نوروز باستانی را به هموطنان عزیز تبریک می گوید وامید دارد که سال نو سال رهایی از مصائب ومضایقی که برای ملت بزرگ ایران پیش آمده است وسال پیشرفت و توسعه و به دست آمدن آزادی های اساسی برای این ملت شرافتمند باشد .

آداب و رسوم زیبای چهارشنبه‌سوری

آداب و رسوم زیبای چهارشنبه‌سوری

فالگیری، بلاگردانی، قاشق‌زنی و بخت‌گشایی از آداب و رسوم جالبی بوده که به مرور زمان کم‌رنگتر یا بهتر بگوییم محو شده است. این مراسم بیشتر، کار جوان‌ها بوده و در هر مکانی به صورتی متفاوت و به عنوان نشانه‌هایی از نیکخواهی و آرزوهای خوش و شاد برای سال آینده تلقی می‌شده است.

 

دیگر چیزی به نوروز نمانده است، بجز تب و تاب تدارکات سال نو، غروب هر روز، صدای ترقه بازی بچه‌ها و صدالبته بزرگترها به گوش می‌رسد.
 
اگر از آنهایی که سن و سالی را گذرانده‌اند، درباره نوروز و آداب و رسوم و جشن‌های مربوط به آن بپرسی، خاطرات زیبا و دلنشینی می‌شنوی و سپس که بیشتر فکر می‌کنی به این نتیجه می‌رسی که در طول سال‌های اخیر، چقدر از آداب و رسوم جانبی نوروز، دیگر آن شور و حال سابق را ندارند، ماهیت بعضی سنت‌ها تغییر یافته است و برخی هم به طور کامل فراموش شده‌اند.

به گزارش جام جم، قدیم‌ترها در روزهای پایانی سال، دسته‌ای از خنیاگران که نوروزخوان نام داشتند در کوچه و خیابان‌های شهرها و روستاها به راه می‌افتادند و نوروزخوانی می‌کردند و به این گونه رسیدن سال نو را خبر می‌دادند؛ اما اکنون این صداهای عجیب و غریب انواع و اقسام ترقه، می‌خواهند نقش همان پیام‌آوران بهار و نوروز را ایفا کنند.

چهارشنبه‌سوری از کجا آمده است؟

چهارشنبه‌سوری، ترکیبی است از «چهارشنبه» که پنجمین روز هفته است و «سوری» که برای زبان‌شناسان مفهوم فراوانی دارد و بیشتر آن را به معنای جشن و سرور می‌دانند. این جشن پیش درآمدی برای جشن نوروز است که ریشه در باورهای بسیار کهن آریایی‌های کوچ کرده به ایران زمین دارد.

نخستین چهارشنبه‌سوری در زمان منصور بن نوح سامانی و در ماه شوال سال ۳۵۰ هجری قمری در محله مرلیان بخارات برگزار شد و از آن پس همچنان ادامه یافت.

یک اعتقاد درباره جشن چهارشنبه‌سوری این است که مختار ثقفی قرار گذاشته بود که روز پنجشنبه آخر صفر انقلابش را شروع کند؛ اما چون دشمنانش از این موضوع باخبر شدند، شروع قیام را یک روز جلو انداخت و برای آگاهی هوادارانش دستور داد که سه‌شنبه شب، بر بام خانه‌ها آتش بیفروزند.

ایرانیان باستان نیز نور را مظهر ایزد می‌دانستند. از آن زمان که آتش شناخته شد و برای روشن کردن شب‌های تار‌آمد، همواره سمبل گرما و نور و رونق‌بخش اجاق خانه‌ها بود.
 
بعدها افروختن آتش که نشانه پیروزی روشنایی بر تباهی، بیماری و نکبت بود، مرسوم شد و این گونه است که در غروب آفتاب، آن گاه که خورشید می‌رود تا چند ساعتی از دیده‌ها پنهان باشد مردم کپه‌‌های هیزم را روی هم می‌گذارند، دور هم جمع می‌شوند و خورشید که در جایگاهش فرو رفت، هیزم‌ها را به آتش می‌کشند. شاید هم می‌خواهند‌آن را جایگزین خورشید تابنده کنند.

از روی آتش می‌پرند و با گفتن جمله «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری و زردی را از خود دور می‌کنند و سرخی و سرحالی آتش را برای خود می‌خوانند و زرد رویی را به خاکستر می‌‌اندازند.

در برخی مناطق شیراز، سنت آتش‌افروزی بیشتر خانوادگی است و تعداد کپه‌‌های هیزم باید فرد باشد. بعضی محققان عقیده داشته‌اند که آتش‌‌افروزی بر بام‌ها از اصالت بیشتری برخوردار است.
 
بترکه چشم‌ حسود!

در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، اسفند و کندر را برای دفع چشم زخم و تنگ‌نظری‌ها در آتش می‌ریزند تا یک سال آنها را از بلا و چشم زخم در امان نگاه دارد.

در گذشته، تهیه اسفند هم در بعضی نقاط ایران آداب خاصی داشته است. به این صورت که یک نفر در غروب آفتاب از ۷ مغازه‌دار می‌پرسید که اسفند دارند یا نه و در نهایت بر می‌گردد و از اولین مغازه اسفند می‌خرد. صاحب مغازه باید سید باشد و شال سبزی هم به کمر بسته باشد.
 
شبی پر از شور و حرارت

کوزه‌شکنی در شب چهارشنبه آخر سال، یکی از رسم‌‌های مربوط به این شب بوده است. در قدیم که ظرف آب مردم تنها کوزه بود، در چنین شبی این کوزه را می‌شکستند؛ چرا که کوزه‌های آب، لعاب نداشت و اگر پس از یک سال استفاده آن را نمی‌شکستند، بسیار سیاه و چرکین می‌شد. هر کس را هم که می‌‌خواستند به نهایت خست و تنگ چشمی وصف کنند، می‌گفتند: «کوزه ۲ ساله در خانه دارد!»

فالگیری، بلاگردانی، قاشق‌زنی و بخت‌گشایی از آداب و رسوم جالبی بوده که به مرور زمان کم‌رنگتر یا بهتر بگوییم محو شده است. این مراسم بیشتر، کار جوان‌ها بوده و در هر مکانی به صورتی متفاوت و به عنوان نشانه‌هایی از نیکخواهی و آرزوهای خوش و شاد برای سال آینده تلقی می‌شده است.
 
 در استان‌های شمالی و مناطق آذربایجان رسم بوده است که پسران جوان بویژه آنهایی که نامزد داشته‌اند، یک جعبه چهارگوش را که با کاغذ‌های رنگی زینت شده بود از پشت‌بام خانه نامزدشان به داخل خانه‌اش می‌فرستادند یا آن را از جلوی پنجره اتاقش آویزان می‌کردند و صاحبخانه هم به تناسب توانایی‌اش، خوردنی، پوشیدنی و پارچه در آن قرار می‌داد که این رسم را کجاوه‌اندازی می‌‌نامیدند.

قدیمی‌‌ها آجیل چهارشنبه‌سوری داشتند. چه آجیل مفصلی! بادام، پسته، فندق، گردو، هسته زردآلو، هلو، نخود، کشمش و نقل؛ البته اکنون هم این آجیل وجود دارد، ولی دیگر مانند گذشته‌ها بر‌‌بودنش صحه‌ای نمی‌گذارند. در برخی مناطق ایران در این شب، آش می‌پزند و این آش، مجموعه‌ای از همه دانه‌‌ها، سبزی‌‌ها و مواد اولیه غذایی را با خود دارد به این امید که در سال آینده روزی افراد خانواده پر برکت باشد.
 
 آنهایی هم که نذری دارند، آش می‌پزند و مواد اولیه‌اش را با مراسم قاشق‌زنی گرد می‌آورند. قاشق‌زنی برای جوانان بیشتر جنبه تفننی داشته است و به این صورت بوده که جوانان چادری بر سر می‌اندازند و با یک قاشق و کاسه به درخانه‌ها می‌روند و بدون آن که چیزی بگویند با قاشق به کاسه می‌زنند تا صاحبخانه به‌ آنها چیزی بدهد.

دختران دم‌بخت هم در این شب، بیکار نمی‌نشینند و مراسمی مانند گره‌گشایی و گردوشکنی را انجام می‌دهند به امید آن که در سال نو، قدم به خانه بخت بگذارند.

ایرانیان در گذشته و از آنجا که چهارشنبه سوری را پیشواز سال نو می‌دانستند، در این شب تفال می‌زدند و ظریف‌ترین و زیباترین آداب را برای تفال بر سال آینده‌شان بر می‌گزیدند که این آداب با جشن بزرگ نوروز هم هماهنگی داشته، مانند فال کوزه که با ترانه و سرود هم همراه بوده است. سالخوردگان هم داستانسرایی می‌کردند و با این داستان‌‌ها با سرمای زمستان خداحافظی می‌کردند.
 
فال‌گوش‌نشینی

زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا ‌آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می‌کنند و از خانه بیرون می‌روند و در سر گذر یا سر چهارسو می‌ایستند و گوش به صحبت رهگذران می‌سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می‌زنند.
حیف نیست این مراسم با آن همه جذابیتی که در گذشته داشته است، این‌گونه رنگ ببازد و تبدیل شود به بازی‌های خطرناک؟

اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می‌پندارند، ولی اگر سخنان تلخ و اندوه‌زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.
 
قاشق‌زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت‌دار، قاشقی با کاسه‌ای مسین برمی‌دارند و شب‌هنگام در کوچه و گذر راه می‌افتند و در برابر هفت خانه می‌ایستند و بی‌آن که حرفی بزنند، پی‌درپی قاشق را بر کاسه می‌‌زنند. صاحبخانه که می‌داند قاشق‌زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن یا مبلغی پول در کاسه‌های آنان می‌گذارد.
 
 اگر قاشق‌زنان در قاشق‌زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان، بویژه جوانان چادری بر سر می‌اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق‌زنی در خانه‌های دوست و آشنا و نامزدان خود می‌روند.
 
تقسیم آجیل چهارشنبه‌سوری

زنانی که نذر و نیازی می‌کردند، در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت‌مغز به نام «آجیل چهارشنبه‌سوری» از دکان رو به قبله می‌خریدند و پاک می‌کردند و میان خویش و آشنا پخش می‌کردند و می‌خوردند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می‌کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه‌سوری جنبه نذرانه‌اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه‌سوری شده است.

گردآوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت «زردی من از تو، سرخی تو از من» شاید مهم‌ترین اصل شب چهارشنبه‌سوری است. هرچند که در سال‌های اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه‌بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
 
مراسم کوزه‌شکنی

مردم پس از آتش‌افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه‌بختی، کمی نمک به علامت شورچشمی و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه‌ای سفالین می‌اندازند و هریک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می‌چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می‌برد و آن را به کوچه پرتاب می‌کند و می‌گوید: «درد و بلای خانه را ریختم توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره‌بختی، شوربختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می‌کنند.
 
آش چهارشنبه‌سوری

خانواده‌هایی که بیمار یا حاجتی داشتند، برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می‌کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا»‌یا «آش بیمار» می‌پختند و آن را اندکی به بیمار می‌خوراندند و بقیه را هم میان فقرا پخش می‌کردند. سرود «زردی من از تو/ سرخی تو از من»
هر خانه زنی خاکستر را در خاک‌انداز جمع می‌کند، و آن را از خانه بیرون می‌برد و در سر چهارراه، یا در آب روان می‌ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می‌کوبد و به ساکنان خانه می‌گوید که از عروسی می‌آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است. در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می‌گشایند. او به این گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می‌برد. بانگ ترقه از من، رنگ پریده از تو!

براستی، آیا رسم چهارشنبه سوری در گذشته بسیار با حلاوت و دلچسب‌تر نبوده است؟

آنچه گفته آمد، تنها اندکی است از آداب و رسوم بیشماری که در گذشته وجود داشته است. انصافا کدامیک از این آداب به گرمی و حرارت گذشته اجرا می‌شود و اصلا آیا نمی‌‌توان گفت که از بسیاری از آنها حتی نشانی نیز در دست نیست؟
 
هر چند در بسیاری از روستاها و مناطق مختلف کشور، هنوز آثاری از آن به چشم می‌‌خورد، ولی سوال این است که حیف نیست این مراسم با آن همه جذابیتی که در گذشته داشته است، این‌گونه رنگ ببازد و تبدیل شود به بازی‌های خطرناک؟
 
یادمان باشد چهارشنبه‌سوری، پیام‌آور فرا رسیدن نوروز است و قدمتی دارد به اندازه خود نوروز نگذاریم، هر سال با ماهیت و پیام اصلی خود بیشتر فاصله بگیرد.

صداهای مهیب و وحشتناکی که این روزها در کوچه و خیابان‌‌ها به گوش می‌رسد و تن هر رهگذری را می‌لرزاند، نمی‌تواند نشانی از یک آئین کهن باشد و بیشتر به ابزاری می‌ماند برای آزار دیگران و گاه نشان از رفتاری نادرست است که به غلط نام جشن و سرور بر خود دارد.
 
 بیایید به آنچه از نیاکان خود به یادگار داریم ارج نهیم و در حفظ سنت‌های زیبای ایرانی خود بکوشیم و بدون کم و کاست، آنها را به نسل‌های دیگر انتقال دهیم.

امام هادی علیه السلام

امام هادی علیه السلام

علی بن محمد علیه السلام مشهور به امام هادی و امام علی النقی امام دهم شیعیان است. آن حضرت در سال ۲۱۲ ق دیده به جهان گشود و در سال ۲۲۰ ه.ق امامت شیعه از پدر بزرگوارشان به آن حضرت منتقل شد. مدت امامت آن حضرت حدود ۳۴ سال است و در سال ۲۵۴ ه.ق به دست معتمد عباسی به شهادت رسیدند.

مقام امام دهم
نام علی
القاب هادی، نقی
کنیه ابوالحسن
پدر امام جواد علیه السلام
مادر سمانه
زادروز ۱۵ ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری
زادگاه مدینه
مدت امامت ۳۴سال
مدت عمر ۴۲ سال
تاریخ شهادت ۳ رجب سال ۲۵۴ هجری
علت شهادت مسمویت توسط زهر
قاتل معتز عباسی لعنه الله
مدفن سامرا

ولادت

حضرت امام هادی علیه السلام در سال ۲۱۲ ه.ق در شهر صریا (نزدیک مدینه) دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت امام محمدتقی جوادالائمه علیه السلام و مادرشان بانویی فاضله و عفیفه به نام سمانه است. نام مبارک ایشان علی از القابشان نقی، هادی و نجیب؛ و کنیه شان ابوالحسن می باشد.

امامت

اوضاع سیاسی زمان امام هادی علیه السلام

امام علی النقی الهادی علیه السلام در سال ۲۲۰ ه.ق در مدینه به امامت رسیدند. آن حضرت ۱۳ سال اول امامت خود را در آن شهر سپری نمود و ضمن بهره رسانی معنوی و علمی به شیعیان، به امور آّنان رسیدگی می کردند تا این که متوکل (خلیفه ی وقت) که در دشمنی با ائمه اطهار علیه السلام مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام علیه السلام در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فراخواند زیرا احساس می کرد که باید امام را از نزدیک تحت نظر بگیرد. پس از آمدن امام به سامرا، اگرچه ایشان ظاهرا آزاد بود اما «متوکل» منزلشان را طوری انتخاب کرده بود که همواره تحت نظر باشند. او به طور مرتب دستور تفتیش منزل ایشان را صادر می کرد و تمام دیدارها و رفت و آمدها توسط نیروهای حکومتی کنترل می شد.

او جو بسیار خفقان آمیزی را بر جامعه حکمفرما کرده بود و سختگیری و فشار زیادی را بر شیعیان اعمال می کرد:

او علویان را در محاصره ی اقتصادی قرار داده بود. به شاعران درباری مال فراوانی می داد تا در اشعار خود به ائمه علیه السلام بی احترامی کنند. او اکثر سادات جلیل القدر آن زمان را دستگیر و زندانی کرده بود. از هولناکترین اقدامات او در دوره ی حکومتش، انهدام و تخریب مرقد امام حسین علیه السلام بود. اوضاع معیشتی مردم و خصوصا علویان در زمان خلفای عباسی مخصوصا متوکل و بقیه ی خلفای هم عصر امام هادی علیه السلام، بسیار دشوار بود زیرا آنان بیت المال مسلمین را صرف خوشگذرانی هایی می کردند که به گواهی تاریخ، هزینه های مربوط به آ نها بی سابقه بوده است.

فعالیت های امام علیه السلام

مرقد مطهر امام هادی علیه السلام در سامرا فرزند بزرگوارشان امام حسن عسگری علیه السلام نیز در همین بقعه مدفونند

امام هادی علیه السلام با این که شدیدا تحت نظر بود، اما از پای ننشست و فعالیت های خود را به شیوه ای مطابق اوضاع زمان خویش به پیش برد. از مهمترین فعالیت های ایشان این بود که به مردم از راه های گوناگون آگاهی داده و منصب امامت و مقام علمی خود را در طی سخنان خویش و در مناظرات و پرسش و پاسخ های علمی، آشکار کرده و تثبیت کنند. همچنین عدم مشروعیت حکومت بنی عباس را تبیین می کردند. یکی دیگر از محورهای فعالیت امام، آماده کردن مردم و شیعیان نسبت به غیبت حضرت مهدی علیه السلام بود. البته ایشان با نهایت احتیاط و جلوگیری از حساس شدن حکومت، این موضوع را به طور سربسته در ضمن سخنان خویش ذکر می فرمودند.

برخورد امام با فرقه هاو مکاتب زمان خود

در حکومت بنی عباس از طرف خلفا به مسائل علمی و فرهنگی تمایل نشان داده می شد. در این زمان بسیاری از کتب سلیر ملل به عربی ترجمه شد و همین امر موجب شد افکار مردم و اوضاع علمی جامعه متحول شود.

همچنین مکاتب کلامی مانند اشاعره و معتزله رونق گرفته بود و شبهاتی مانند جسمیت خداوند، جبرگرایی مطلق یا اختیار مطلق، حادث یا قدیم بودن قرآن و… مطرح می شد که موضع گیری امام هادی علیه السلام و پاسخ ایشان به چنین شبهاتی، اولا اصالت و حقانیت مواضع شیعه را نشان می داد و ثانیا مسلمین را از گرفتاری در دام چنین شبهاتی حفظ می کرد.

اصحاب امام هادی علیه السلام

بر اساس نوشته شیخ طوسی تعداد دست پروردگان پیشوای دهم علیه السلام و کسانی که از آن حضرت در زمینه های مختلف علوم اسلامی روایت نقل کرده اند بالغ بر ۱۸۵ نفر می شود که در میان آنان چهره های برجسته علمی و فقهی فراوانی که دارای تالیفات گوناگونی بودند دیده می شود.[۱]

برخی از شاگردان مشهور آن حضرت:

شهادت امام هادی علیه السلام

آن حضرت در شهر سامرا به شهادت رسیدند. در مورد شهادت امام هادی علیه السلام و قاتل آن حضرت اختلاف است: برخی معتمد عباسی را قاتل آن حضرت میدانند (یعنی این واقعه در زمان خلافت معتمد رخ داده است) و به عقیده ی برخی دیگر معتز عباسی، فرمان قتل آن بزرگوار را صادر و معتمد آن را اجرا کرد. (یعنی این واقعه در زمان خلافت معتز روی داده است.)

پس از شهادت، امام حسن عسکری علیه السلام بر پیکر مطهر پدر خویش نماز گزارد و پس از تشییع جنازه، ایشان را در منزل خویش به خاک سپردند.

زیارت جامعه ی کبیره

از امام هادی علیه السلام چندین دعا و زیارت نامه برجای مانده است که از مشهورترین آنها زیارت جامعه ی کبیره است. این زیارت دارای سند صحیح بوده و از نظر بلاغت نیز در بالاترین درجه قرار دارد. شروح متعددی به فارسی و عربی بر این زیارت نوشته شده است. زیارت جامعه ی کبیره متضمن مفاهیمی بسیار عالی و مطالبی بدیع است.

از دیگر زیارات بر جای مانده از امام هادی علیه السلام، زیارت غدیر است که در آن هم خصوصیات و ویژگی های حضرت علی علیه السلام و هم حادثه ی غدیر ذکر شده است.

برخی از سخنان امام هادی علیه السلام

«الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ؛ دنیا همانند بازارى است که عدّه اى در آن سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند».[۳]

«النّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاَّْخِرَهِ بِالاْعْمالِ؛ مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجملات شهرت مى یابند ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد». [۴]

«مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ؛ هر که از خود راضى باشد بدگویان او زیاد خواهند شد». [۵]

«اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَهَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنیا لِثوابِ الاْخِرَهِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَهِ مِنْ بَلْوَى الدّنیا عِوَضا؛ همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد؛ و آخرت را جایگاه نتیجه گیرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا مى فرماید».[۶]

«الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طلب الْعِلْمِ، داعٍ إلىَ الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ؛ خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى کشاند».[۷]

درباره ی آتشنشانی بدانیم

نامگذاری روز آتش‌نشانی و ایمنی در ایران

در روز ۷ مهر ۱۳۵۹ وقتی که دشمن بعثی به پالایشگاه آبادان حمله هوایی کرد، آتش نشانان منطقه و شهر های اطراف برای مهار آتش به پالایشگاه رفتند که در حین عملیات خاموش کردن آتش، مجدداً هواپیماهای دشمن اقدام به بمباران پالایشگاه می کنند که منجر به شهادت تعداد زیادی از آتش نشانان می شود.

آتش‌نشانی چیست؟

آتش‌نشانی یا اطفاء حریق مجموعه اقداماتی است که برای مقابله با آتش بوسیله خاموش کردن، کنترل و یا هدایت آتش‌های ناخواسته انجام می‌گیرد. اهداف آتش‌نشانی حفاظت از سلامت افراد، جلوگیری از آسیب به اموال و حفاظت از محیط زیست است.
آتش‌نشانی مهارتی بسیار فنی است که احتیاج به دوره‌های طولانی چه در زمینه‌های عمومی مانند مقابله با آتش و چه در زمینه‌های تخصصی مانند عملیات امداد و نجات دارد. به شخصی که به صورت تخصصی به مهارت‌های اطفاء حریق آشناست آتش‌نشان می‌گویند.

اولین آتش نشانی در ایران

اولین ایستگاه آتش نشانی در شهر تبریز در سال ۱۲۲۱ شمسی ساخته شده است. وجود برج تاریخی آتش نشانی (یانقین) دراین شهر گواهی براین مدعاست.

روش‌های آتش‌نشانی
روش‌های اطفاء حریق بستگی به نوع آتش دارد. برای مقابله با آتش باید یکی یا بیشتر از عوامل اصلی مثلث آتش یعنی هوا، ماده سوختنی و یا حرارت را کنترل کرد.

درباره ی مراقبت از قلب بدانیم

با ۱۸ روش از قلب خود محافظت کنید:

پیشنهاد می کنیم که برای حفظ سلامت قلب خود به نکات زیر توجه کنید، اما این نکته را متذکر می شویم که با پزشک نیز مشورت کنید:

  1. روزی ۳۰دقیقهورزش کنید.
  2. هر دو ساعت یک لیوان آب بنوشید.
  3. اگر می توانید روزی ۲۰دقیقه دوچرخه سواری کنید.
  4. طبق نظر پزشک، هر روزویتامین ب کمپلکس مصرف کنید.
  5. صدای خود را در شب حین خواب ضبط کنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه کنند که آیا در خواب خر و پف می کنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشک مشورت کنید چرا که این امر می تواند در تنفس وفشارخون شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان را در معرض خطر قرار دهد.
  6. وقت کافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی که دوستشان دارید اختصاص دهید.
  7. حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان کنید.
  8. هر هفته مقدار کمی کاکائوی تلخ بخورید.
  9. شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. کم خوابی می تواند یکی از دلایل حمله قلبی باشد.
  10. دست کم هفته ای یک بارماهی مصرف کنید.
  11. از خوردن صبحانه کامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.
  12. مواد غذایی دارایامگا ۳ را در برنامه غذایی بگنجانید.
  13. به مصرف لوبیا نیز توجه کنید و آن را به شکل خوراک یا بر روی سالاد میل نمایید.
  14. خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.
  15. هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده کنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.
  16. در روزهای تعطیل فقط استراحت کنید. تلفن همراه و رایانه را کنار بگذارید.
  17. ازاسترس پرهیز کنید.
  18. به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشک را بخواهید.

درباره ی ناشنوایان بدانیم

هشتم مهر ماه هر سال برابر سی‌ام سپتامبر، «روز جهانی ناشنوایان» نام‌گذاری شده است. هدف از این نام گذاری، بالا بردن فرهنگ ارتباط با ناشنوایان، دانستن زبان اشاره و آگاهی مردم از مشکلاتی است که این عده با آن  مواجه هستند گفتنی است که از دست دادن کامل شنوائی را ناشنوایی و یا کری می‌گویند.

زبان اشاره
سیستم قراردادی از علایم دیداری (ترکیب همزمان شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن و حالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) در یک کلمه اشاره استفاده می‌کند. این نوع زبان اشاره می‌تواند بصورت متنوع باشد

روش‌های درمانی کمک به ناشنوایان

سمعک
سمعک وسیله ایست جهت تقویت صدا به مقداری که فرد کم شنوا بتواند از باقیمانده شنوایی خود به بهترین شکل ممکن استفاده کند و تا حد ممکن با افراد به شنوایی طبیعی نزدیک شود.

کاشت حلزون شنوایی
دستگاه کاشت حلزون شنوایی یک دستگاه الکترونیکی است که بخشی از شنوایی را به افراد ناشنوا برمی‌گرداند.

باغچه‌بان را باید اولین  معلم دانش آموزان ناشنوا بودند.

راه های مراقبت از گوش:

*صدای موسیقی را کم کنید

*به گوش خود استراحت بدهید

اگر در مکان های پر سر و صدا مثل یک باشگاه ورزشی و یا کنسرت برای مدتی طولانی حضور دارید، برای مراقبت از گوش هایتان سعی کنید در طول مدتی که در آنجا هستید چند باری حداقل ۵ دقیقه بیرون آمده و به گوش های خود استراحت بدهید.

*از گوش پاک کن استفاده نکنید.

*گوش های خود را خشک نگهدارید چونرطوبت زیاد باعث رشد باکتری ها و ورود آنها به گوش می شود.

*تحرک بدنی داشته باشید  زیرا، سرعت خون رسانی به اعضای بدن مثل گوش ها را افزایش می دهد.

*بدون تجویز پزشک دارو مصرف نکنید.

درباره ی مولانا بدانیم

۸ مهرماه؛ روز بزرگداشت مولوی

مولوی, روز بزرگداشت مولوی, روز بزرگداشت مولانا, 8 مهرماه روز بزرگداشت مولوی

شرح زندگی مولوی

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود. مولوی از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بوده است. پدر مولوی مردی سخنور بوده و مردم بلخ علاقه فراوانی به او داشته که ظاهرا همین وابستگی مردم به او سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردید و او را علیه بهاءالدین ولد برانگیخت. به همین دلیل بهاءالدین ولد پدر مولوی احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.

مسافرتهای مولوی
مولوی در سفر زیارتی که پدرش از بلخ عازم آن شد پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (۶ سالکی یا ۱۳ سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی اقامت کردند و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.

ازدواج مولوی
مولوی در هجده سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج نمود که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. پس از فوت پدرش بهاء الدین ولد راه پدر را ادامه داده و به هدایت و ارشاد مردم عمر خود را سپری نمود.

سفر مولوی برای تحصیلات
مولوی در عین حالی که مردم را تربیت می‌نمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهره‌ را برد و ظاهرا به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفاده‌ را برد و از آنجا عازم شهر قونیه گردید و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت ۵ سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد می‌باشد.

زندگینامه مولانا, روز بزرگداشت مولانا, 8 مهرماه روز بزرگداشت مولوی

آرامگاه مولوی در قونیه، ترکیه

داستان آشنایی مولانا با شمس
مولوی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین می‌نویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا می‌شود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او می‌پرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب می‌دهد قیل و قال است. شمس می‌گوید و ترا با اینها چه کار است و کتابها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت می‌اندازد.

مولانا با ناراحتی می‌گوید ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد می‌باشد. و دیگر پیدا نمی‌شود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتابها را یک یک از آب بیرون می‌کشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب می‌پرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب می‌دهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی می‌نهد و درس و بحث را کنار می گذارد و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت می‌ایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره می‌یابد.

هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشه‌ای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطه‌اش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.

پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عده‌ای شد. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظه‌هایی از هم صحبتی با حسام‌الدین می‌باشد. علاوه بر کتاب فوق ایشان دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز می‌باشند که در زیر به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود.

آثار مولانا
– مثنوی معنوی:   مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
– غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
– رباعیات: حاصل اندیشه‌های مولاناست.
– فیه ما فیه: که به نثر می‌باشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
– مکاتیب: حاصل نامه‌های مولاناست.
– مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.

درگذشت مولوی
بالاخره روح ناآرام جلاالدین محمد مولوی در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ قمری بر اثر بیماری ناگهانی که طبیبان از درمان آن عاجز گشتند به دیار باقی شتافت.

درباره ی سالمندان بدانیم

سالمندی آغازی دیگر در زندگی است با کوله باری از تجربه

دوران سالمندی,بیماری ها در سالمندان

سالمندی دوران پختگی، ورزیدگی و زمان احساس بی نیازی است و فرصت سیر به سوی کمال و رسیدگی به خویشتن. سالمندان، باور ارزش های وجودی خانواده و جامعه هستند. در فرهنگ اسلامی و ایرانی، «پیری» نه به عنوان یک کلمه ناخوشایند، بلکه به صورت «کمال،حکمت،خردمندی و فرزانگی » تلقی می شود. از این رو می تواند به عنوان مرحله ای موثر و گرانقدر در زندگی به حساب آید.

این واقعیت را نیز باید پذیرفت، اغلب سخن از سالمندی مترادف با ضعف و سستی تلقی می شود،که ناشی از محدودیت انسان در جنبه های فیزیکی می باشد. با شناخت سیرتکاملی و علل پیری می توان تاحدی از ناتوانی ها پیشگیری نمود و در نهایت «قدرت فکری» سالمند را با «توان جسمی» وی همراه نمود.

همانطور که می دانید، افزایش طول عمر انسان ها و اضافه شدن جمعیت سالمندان یکی از دستاوردهای قرن ۲۱ بوده و سالخوردگی جمعیت پدیده ای است که برخی جوامع بشری با آن روبرو شده و یا خواهند شد. براساس نظریات WHO این پدیده ناشی از بهبود شرایط بهداشتی است که منجر به پیشگیری از بیماری ها و در نهایت افزایش امید به زندگی شده است .

بنابراین سالخوردگی جمعیت در واقع یک موفقیت بهداشتی است که در صورت عدم برنامه ریزی مناسب، به یک چالش بزرگ تبدیل خواهد شد.

بر اساس منابع علمی جمعیتی، زمانی که ۸% جمعیت را افراد ۶۵ سال و بالاتر و یا ۱۲% جمعیت را افراد ۶۰ سال و بالاتر تشکیل دهند، پدیده سالمندی استقرار می یابد. این روند تغییرات جمعیت سالمندان در ایران نیز سیر صعودی طی می کند به طوری که پیش بینی می شود تا سال ۱۴۲۹جمعیت سالمندان کشور به ۶۲/۲۴% برسد.

از آنجایی که با افزایش جمعیت سالخورده، شیوع بیماری های مزمن نیز افزایش می یابد،در اکثر کشورهای توسعه یافته،سیستم درمانی برای درمان بیماری ها از مداخله های پیشگیری و نظارت درمانی استفاده می کنند که دارای ابعاد سه گانه «پزشک،بیمار و محیط» می باشد.

اقدامات پیشگیرانه در سالمندان بر اساس زمان مداخله به سه سطح تقسیم می گردد:

۱- پیشگیری اولیه: مشتمل بر اقدامات مثبتی است که سبک ناسالم زندگی را تغییر داده و مانع حضور عوامل خطر ساز می شود. این سیاست شامل کاربرد توصیه های معمول در زمینه «تغذیه،ورزش،مصرف دخانیات و الکل و مواد مخدر» می باشد. همچنین مراقبت های بهداشتی پیشگیرانه از دهان و دندان و ایمن سازی را برای پرهیز از ابتلا به بیماری های عفونی شامل می شود. (مانند آموزش، مشاوره، واکسیناسیون)

۲- پیشگیری ثانویه: بسیاری از سالمندان دارای بیماری خفیف یا عوامل خطر قابل شناخت بیماری مزمن یا ناتوانی زودرس می باشند. در این نوع پیشگیری با شناسایی عوامل خطر و غربالگری و تشخیص و درمان زودهنگام بیماری ها، عوامل خطر را سریع تشخیص داده و برای آن ها اقدامات مناسب و خاص انجام می گیرد. این اقدامات زودهنگام بر مرگ و ناتوانی تاثیر می گذارد و مانع پیشروی بیماری می گردد.

۳- پیشگیری ثالثیه: بسیاری از سالمندان دارای یک بیماری مزمن می باشند. در این سطح پیشگیری، هدف حفظ عملکرد جسمی،روانی و اجتماعی سالمند تا بیشترین زمان ممکن و با کیفیت مناسب است. این سیاست شامل جلوگیری از وقوع مجدد حمله حاد بیماری با کمک دارو یا تغییرات سبک زندگی و کمک های توانبخشی است. ( توانبخشی و ارتقای کیفیت زندگی سالمند)

مراقبت ها و پیشگیری ها:

اگرچه تغییرات ناشی از پیری اجتناب پذیر است اما نمی توان از بسیاری از آنها تا حدودی پیشگیری نمود یا وقوع آن را به تعویق انداخت بدین جهت لازم است سالمندان را به رعایت موارد ذیل تشویق نمائید :

۱- انجام برنامه های ورزشی منظم به ویژه پیاده روی و استفاده از کفش های پاشنه کوتاه، با کف غیر لغزنده

۲- رژیم غذایی مناسب ( کم نمک و کم چربی ) و خوردن غذا در وعده های زیاد و حجم کم

۳- مصرف کافی مایعات (حراقل ۸-۶ لیوان در روز)

۴- استفاده از عینک آفتابی در مقابل نور خورشید

۵- کنترل منظم وزن و فشارخون

۶- عدم استعمال دخانیات

۷- داشتن دوره های کوتاه استراحت در فعالیت های طولانی

۸- رعایت بهداشت دهان و استفاده از ورقه های نازک

۹- عدم تغییر ناگهانی محل تاریک به روشن و بر عکس

۱۰- ماساژ نواحی تحت فشار

۱۱- تغییر وضعیت از حالت نشسته به ایستاده به آهستگی

۱۲- داشتن الگوی خواب منظم

۱۳- استفاده از مرطوب کننده و ضد آفتاب

از آنجائیکه رعایت اصول تغذیه صحیح در دوران سالمندی تاثیر به سزایی در روند سالم پیر شدن دارد،به چند مورد از توصیه های تغذیه ای دوران سالمندی اشاره می شود.

پژوهشها نشان داده است، سالمندانی که عمر بیشتری می کنند دارای خصوصیات زیر هستند :

– هر روز به طور مرتب صبحانه می خورند .

– در هر وعده حجم غذایی کافی مصرف می کنند .

– نوسانات وزنشان کمتراست (همواره وزن مطلوب دارند)

– میوه و سبزی در برنامه غذایی روزانه آنها وجود دارد .

– چربی و مواد غذایی کمتری مصرف می کنند .

– از مصرف نمک و مواد غذایی شور به مقدار زیاد خودداری می کنند .

برنامه غذایی دوران سالمندی شامل طیف متنوعی از مواد غذایی است . به گونه ای که بتواند حدود ۳۰ درصد کالری را از چربی ها، ۱۵ درصد از پروتئینها، ۵۵ درصد از کربوهیدراتها (عمدتا کربوهیدراتها مرکب ) تأمین کند . به علاوه توصیه می شود چربی های غیر اشباع ترجیحا از منابع گیاهی تامین شود.

امیداست با اجرای موفق به تشخیص زودرس بیماری ها در سالمندان به ظاهر سالم باشیم وبا کنترل و درمان بیماری ها درمراحل ابتدایی از ایجاد ناتوانی در پیری پیشگیری نموده و سالمندان را با نهایت قدرت فکری و توان جسمی ایده ال حفظ نماییم .

درباره ی کودکان بدانیم

روز جهانی کودک,8 اکتبر روز جهانی کودک,17 مهر روز جهانی کودک

روز ۱۷ مهر برابر با ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام دارد

۱۷ مهر (۸ اکتبر)؛ روز جهانی کودک

یکی از راه های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد.

مقدمه

کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. با توجه به نقش بی بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس داشت آن بدانند. روز جهانی کودک بهانه ای برای ورود به جهان کودکان است؛ برای ورود به این جهان باید آگاهی های خود را فراموش کنیم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شویم.

نامگذاری روز جهانی کودک

در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به‌منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را ایجاد کرد که نخست «انجمن بین‌المللی ویژهٔ کودکان سازمان ملل» نام گرفت. در سال ۱۹۵۳، یونیسف یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل متحد گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام‌گذاری شد.

پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک
پیمان‌نامه حقوق کودک یک کنوانسیون بین‌المللی است که حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان را بیان می‌کند. دولت‌هایی که این معاهده را امضا کرده‌اند موظف به اجرای آن هستند و شکایت‌های راجع به آن به کمیته حقوق کودک ملل متحد تسلیم می‌شود.

این کنوانسیون در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و از ۲ سپتامبر ۱۹۹۰ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) لازم‌الاجرا شده‌است. تاکنون ۱۹۳ کشور (تمام اعضای ملل متحد به جز ایالات متحده آمریکا و سومالی) این سند را امضا کرده‌اند و در ۱۴۰ کشور اجرا می‌شود و به این ترتیب مقبول‌ترین سند حقوق بشر در تاریخ می‌باشد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۲ به این پیمان نامه پیوست، البته با این شرط که هر گاه مفاد پیمان نامه در هر مورد و در هر زمان با قوانین داخلی ایران و موازین اسلامی تعارض پیدا کند، دولت ایران ملزم به رعایت آن نباشد.

محتوای پیمان‌نامه حقوق کودک
کودک بر اساس ماده یک پیمان‌نامه حقوق کودک به هر انسان کمتر از ۱۸ سال گفته می‌شود. مگر آن که قانون قابل اعمال در مورد کودک سن قانونی کمتری را تعیین کرده باشد. این کنوانسیون شامل ۵۴ ماده و دو پروتکل اختیاری بوده که چهار اصول پایه‌ای آنرا جهت می‌دهد:
– هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.
– زمانی‌که در رابطه با کودکان تصمیم‌گیری می‌شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.
– کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند.
– کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می‌شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

روز جهانی کودک,17 مهر روز جهانی کودک,8 اکتبر روز جهانی کودک

یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک، حسن معاشرت و رفتار نیکو با اوست

والدین، هم بازی کودکان
یکی از راه های شخصیت دادن به کودکان، بازی کردن والدین با آنهاست. این کار اندکی از وقت والدین را می گیرد، ولی آثار بسیار نیکویی دارد. بازی با کودک می تواند به شکل محبت کردن و شعر خواندن برای او باشد. نقل است که حضرت زهرا علیهاالسلام ، امام حسن علیه السلام را در کودکی بالا و پایین می انداخت و با او بازی می کرد و برایشان شعر میخواند. همچنین سیره زندگانی پیامبر اسلام، از هم بازی شدن ایشان با کودکان خبر می دهد.

کودک و برنامه های تلویزیونی
کودکان خیلی بیشتر از بزرگ ترها تحت تأثیر فیلم ها و برنامه های تلویزیونی قرار می گیرند. پیامی که از راه برنامه تلویزیونی به کودک ارائه می شود، در فکر و روح آنها به خوبی نقش می بندد. این نقش بسته به ویژگی برنامه های تلویزیونی، می تواند مثبت یا منفی باشد. از یک طرف، خشک ترین مفاهیم در قالب برنامه های جذاب برای بچه ها قابل فهم و پذیرش می شود و از سوی دیگر، برنامه هایی که مانع آشنایی کودک با دنیای واقعیت ها شود و مانند کارتون های تخیلی، با قهرمان های افسانه ای و قدرت های جادویی، او را در دنیای غیرواقعی غرق کند، برای کودک زیان بار است.

خشونت، ماجراجویی و هیجان های کاذب اگر صورت افراطی و پرحجمی در برنامه های تلویزیونی داشته باشد، در تکوین شخصیت کودک، اثر منفی می گذارد و در دوران پس از بلوغ، ناهنجاری های روانی خطرناک در وی ایجاد می کند. بنابراین، بزرگ ترین محبت پدر و مادر در حق فرزندانشان این است که بر کودکان هنگام تماشای تلویزیون نظارت داشته باشند.

میانه روی در محبت
کودکان امروز به دلیل توجه افراطی والدین و رفاه نسبی موجود، رفته رفته به انسان هایی نازپرورده و از خودراضی تبدیل می شوند. دامنه توجه برخی والدین به کودکان به اندازه ای بالاست که گویی آنها کودکان خود هستند، در حالی که زیاده روی در محبت همانند محبت کم، برای کودک ضرر دارد و ریشه امید و نشاط و حیات را در وجود او می خشکاند. تعادل و توازن در مهرورزی، عامل بالندگی و رشد است. آنچه در دین سفارش شده، رعایت میانه روی است.

نتیجه افراط در محبت، پرتوقع بار آمدن کودک، جوانه زدن ریشه های خودپسندی و سرکشی کردن کودکان در برابر حقیقت است. امام باقر علیه السلام این نوع تربیت را بدترین نوع تربیت می شمارد و پدرانی را که این گونه تربیت می کنند، نکوهش می کند و می فرماید: «بدترین پدران کسی است که در نیکی به فرزند خود زیاده روی می کند.» آزاد گذاشتن فرزند به این معنا که هر کاری دلش می خواهد بتواند انجام دهد، این تصور را در ذهن کودک ایجاد می کند که جهان، تحت فرماندهی اوست. او که اطرافیان را به دیده تحقیر می نگرد، خود، به کودکی نامسئول، خودخواه و پرخاشگر تبدیل می شود. از این رو، به والدین سفارش می شود رفتار منطقی و معقولی با فرزند خود داشته باشند و از افراط و تفریط در محبت بپرهیزند.

آشنا کردن کودک با سختی ها
یکی از شیوه های شخصیت پروری کودکان، آشنا ساختن آن ها، به ویژه پسران با سختی هاست تا بتوانند در آینده با مشکلات مبارزه کنند؛ زیرا کودکان باید عملاً درک کنند که به دست آوردن هرچیزی، نیاز به کوشش و زحمت دارد و اگر کودکی با مشکلات و سختی ها آشنا نباشد، در آینده در برابر ناملایمات گوناگون زندگی، ناراحتْ و در نهایت سرخورده خواهند شد. این حقیقت در روایتی از امام موسی بن جعفر علیه السلام مشاهده می شود که فرمود: «بهتر است که کودک در کوچکی با سختی و مشکلاتِ اجتناب ناپذیر زندگی روبه رو شود، تا در جوانی و بزرگ سالی بردبارو صبور گردد». البته باید توجه داشت که این آشنا کردن، باید متناسب باتوانایی کودک باشد.

آموزش در دوران کودکی
یادگیری در زمان کودکی، به دلیل آمادگی ذهنی بالای کودکان، بسیار سریع تر و بهتر از سایر زمان ها صورت می گیرد. کودک،نسخه ای از یک انسان بزرگ سال است با محدودیت هایی در ادراک و فهم مطالب.در تعالیم اسلامی، سفارش زیادی به آموزش کودکان شده است و ضررهای تأخیر در این مسأله یا بی تفاوت بودن به آنْ گوش زد شده است. در روایتی از امام علی علیه السلام می خوانیم: «هرکس در کودکی آموزش نبیند، در بزرگی به مقام ارج مندی نمی رسد».

کودک آزاری
متأسفانه در هر جامعه، کودکانی هستند که از سوی والدین یا دیگر افراد بالغی که مسئولیت آنان را به عهده دارند، آزار ببینند. این آزارها یا به صورت شکنجه فیزیکی است یا صورت روانی دارد. محرومیت از خوراک، پوشاک، نبود توجه و مراقبت، محرومیت از محبت، تحقیر و سرزنش یا تبعیض و توهین، از دیگر انواع کودک آزاری شمرده می شود. آزار فیزیکی و روانی کودک، آثاری مخرب بر روح، روان و شخصیت کودک بر جای می گذارد.

والدینی که با کودک خود این گونه رفتار می کنند، او را همچون اسباب و لوازم شخصی خود و مالک جان آنان می پندارند. در این میان، آموزه های روح بخش و انسان ساز اسلام، به محبت به کودکان، سفارش می کند و بزرگ سالان را از آزار کودک بر حذر می دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که به خردسالان رحم نکند، از ما نیست».

بزه کاری و کودکان
بزه کاری در کودکان و نوجوانان، از عوامل گوناگون اثر می پذیرد. از آنجا که محیط خانواده، نخستین محیطی است که فرد در آن رشد می کند، می توان آن را مهم ترین این عوامل دانست. از نظر روان شناسان، اگر فردی در محیط خانواده از نظر رفع نیازهای اساسی جسمی و روانی مانند نیازهای عاطفی ارضا نشود، احتمال زیاد دارد در آینده به رفتار ضداجتماعی دست بزند.

نبود محبت، ارتباطات صمیمی و تفاهم متقابل از عوامل مؤثر در بزه کاری کودکان و نوجوانان است. کودکی که از محبت پدر و مادر محروم مانده یا درست اشباع نشده است، در خود احساس حقارت، کمبود و محرومیت می کند و برای هر گونه انحرافی آمادگی دارد. بسیاری از تندخویی ها، خشونت ها، لج بازی ها، حساسیت ها، افسردگی ها و ناسازگاری ها، از محرومیت از محبت سرچشمه می گیرد.

درباره ی حافظ بدانیم

۲۰ مهرماه؛ روز بزرگداشت حافظ

حافظ شیرازی,20 مهر روز بزرگداشت حافظ,زندگینامه حافظ

حافظ، شاعر بزرگ ایرانی در سدهٔ هشتم است.

زندگی‌نامه حافظ شیرازی

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ – ۷۶۹ هجری شمسی)، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای حافظ غزل هستند که به‌ غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاءالدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده‌است. در اشعار حافظ که می‌تواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود. آنچه از فحوای تذکره‌ها به دست می‌آید بیشتر افسانه‌هایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شده‌است. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که حافظ در خانواده‌ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شده‌است. (با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده‌است). در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده و از همین رو به حافظ ملقب گشته‌است.

در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق (متوفای ۷۵۸ ق) به دربار راه پیدا کرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کرده‌است. علاوه بر شاه ابواسحاق در دربار شاهان آل مظفر شامل شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشته‌است.

شاعری پیشه اصلی حافظ نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین می‌شده‌است. در این خصوص نیز اشارات متعددی در دیوان او وجود دارد که بیان کننده اتکای او به شغلی جدای از شاعری است، از جمله در تعدادی از این اشارات به درخواست وظیفه (حقوق و مستمری) اشاره دارد. دربارهٔ سال دقیق تولد او بین مورخین و حافظ‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد و آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ ق روی داده‌است.

در مورد سال درگذشت او اختلاف کمتری بین مورخان دیده می‌شود و به نظر اغلب آنان ۷۹۲ ق است. از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ق) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تألیف جامی (متولد ۸۱۷ ق) به‌صراحت این تاریخ به‌عنوان سال درگذشت خواجه قید شده‌است. محل تولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز روی در نقاب خاک کشیده‌است.

روایت است هنگامی که قصد دفن حافظ را داشتند، عده‌ای از متعصبان با استناد به اشعار حافظ دربارهٔ می‌گساری با دفن وی به شیوهٔ مسلمانان مخالف بودند و در مقابل عدهٔ دیگر وی را فردی مسلمان و معتقد می‌دانستند. قرار شد که از دیوان حافظ فالی بگیرند که این بیت آمد: قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ         که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت
این شعر در بدخواهان شاعر تأثیر بسیاری می‌کند و همه را خاموش می‌کند.

حافظ شیرازی,زندگینامه حافظ,20 مهر روز بزرگداشت حافظ

آرامگاه حافظ در شیراز

آرامگاه حافظ

آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل‌های جان‌پرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده‌است. امروزه این مکان یکی از جاذبه‌های مهمّ گردشگری به شمار می‌رود و بسیاری از مشتاقان شعر و اندیشه‌ حافظ را از اطراف جهان به این مکان می‌کشاند.

در زبان اغلب مردم ایران، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیده‌است. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه امامان به‌کار می‌رود، به‌خوبی نشان‌گر آن است که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. برخی از معتقدان به آیین‌های مذهبی و اسلامی، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسوم مذهبی همراه می‌کنند. از جمله با وضو به آنجا می‌روند و در کنار آرامگاه حافظ به نشان احترام، کفش خود را از پای بیرون می‌آورند. سایر دل‌باختگان حافظ نیز به این مکان به‌عنوان سمبلی از عشق راستین و نمادی از رندی عارفانه با دیدهٔ احترام می‌نگرند.

دیوان حافظ
دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه و تعدادی رباعی است، تاکنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌ چاپ رسیده‌است. شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب‌شدهٔ آن در کتابخانه‌های ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد. نکتهٔ خاصی که در دیوان حافظ وجود دارد، کثرت نسخه‌هایی با مفردات و واژه‌های گوناگون است که این خصیصه باعث بروز تصحیحات متعدد و گاه متناقض هم در بین مصححان می‌شود.

درباره ی ورزش کردن بدانیم

۲۶ مهرماه؛ روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش, روز تربیت بدنی و ورزش, 26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش، ورزشکار را سرزنده ساخته و او را در برابر دلمردگی بیمه می کند

تاریخچه ورزش در ایران
در میان کشورهای مشرق زمین، ایران، تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به تربیت بدنی و ورزش می داد. در یکی از کتاب های باستانی آمده است: ورزش در ایران باستان، با هدف سلامت، شادابی و آماده بودن برای دفاع از وطن پا گرفت و هدف اصلی آن، تربیت جوانان بود. تیراندازی، کوه نوردی، شمشیرزنی، دو، اسب دوانی، شترسواری، ارابه رانی، مشت زنی، شنا و کشتی، در این مرز و بوم رواج داشت. پارسیان، شکار و شکارگاه را آموزشگاه حقیقی جنگ می پنداشتند و جوانان پارسی در شکار، سحرخیزی، بردباری در راه رفتن و دوندگی و تیراندازی، آمادگی روحی و چابکی را فرامی گرفتند.

اهمیت ورزش
توجه به ورزش و تلاش بر توسعه آن در میان همه اقشار جامعه، به دلیل آثار سودمندی است که از این کار به دست می آید؛ چون ورزش مایه پرهیز از بیکاری، مبارزه با کسالت و تنبلی، افزایش توانایی های جسمی و روحی، شجاعت، سلامت جسمانی و فکری و نیز وسیله ای برای جمع گرایی و اجتماعی شدن است.

آثار فردی ورزش
ورزش، بر جنبه های گوناگون فرد اثرمی گذارد. حرکات ورزشی، از یکسو قدرت و توانایی جسمانی ورزشکار را افزایش می دهد و از سوی دیگر، باعث سلامت بدن انسان می شود؛ نعمتی که به تعبیر امام علی علیه السلام از زیادی مال بهتر است. ورزش همچنین به تعادل جسم و جان آدمی می انجامد. با ورزش، انسان از روحی با نشاط برخوردار می شود و روح با نشاط، بدن را سرشار از طراوت و شادابی می سازد و البته بدن سالم هم، روح و جان را در دست یابی به مدارج کمال یاری می رساند.

آثار روانی ورزش
ورزش، همان طور که بر جسم آدمی تأثیر می گذارد، بر روح و روان او هم تأثیر دارد. یکی از نتایج مفید ورزش بر روی شخصیت افراد، افزایش اعتماد به نفس است. ورزشکاران موفق، خود ساخته بوده و در برابر مشکلات، مقاوم تر هستند. از دیگر نتایج روانی ورزش، افزایش شور و نشاط ورزشکار و امید به آینده اوست. آدمی، با ورزش کمتر به دام وسوسه و گناه می افتد و به عادت های زشت، مثل اعتیاد دچار نمی شود. از دیگر آثار روانی ورزش، ویژگی ضدّ خمودگی و افسردگی آن است. ورزش، ورزشکار را سرزنده ساخته و او را در برابر دلمردگی بیمه می کند.

معلولیت و ورزش
معلولیت، باعث تضعیف ماهیچه ها، کاهش توانایی و استقامت بدن، کندی حرکت و اختلال در هماهنگی کار اندام های مختلف فرد می شود. افسردگی و سرخوردگی در زندگی فردی و اجتماعی، از آسیب های شایع معلولیت به شمار می آید. حال با این توضیح، می توان نقش ورزش را در کم کردن این آسیب ها در فرد معلول تشخیص داد. ورزش، عاملی است که قادر به تأمین سلامت جسمی و روانی فرد معلول است و در صورت نپرداختن به آن، بدن دچار اختلال می شود، روند بهبودی کُند یا متوقف می گردد و به طور کلی زندگی فرد معلول به طور جدّی به مخاطره می افتد. از این رو، ورزش، از عوامل ضروری در ادامه زندگی جانبازان و معلولان عزیز به شمار می آید.

روز تربیت بدنی و ورزش,ورزش, 26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش

ورزش، همان طور که بر جسم آدمی تأثیر می گذارد، بر روح و روان او هم تأثیر دارد

رشته های ورزشی معلولان
امروزه به دلیل پیشرفت های علمی و نیز به وجود آمدن این بینش در معلولان و جانبازان که ورزش، لازمه زندگی آنان است، شاهد حضور گسترده افراد جانباز و معلول در مسابقات و رویدادهای گوناگون ورزشی، از جمله رویداد مهم ورزشی معلولان، یعنی پارالمپیک هستیم. برخی از مسابقات که براساس قوانین و مقررات خاص برای معلولان انجام می گیرد، عبارت است از: دو و میدانی، بسکتبال با ویلچر، والیبال نشسته و ایستاده، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، گُلبال، جودو، شنا، فوتبال هفت نفره، تیراندازی با تپانچه، تیراندازی با کمان، تنیس روی میز و وزنه برداری.

ورزش کودکان
ورزش، برای کودکان ضروری و لازم است. کودکان به طور طبیعی و فطری به ورزش، بازی و تحرّک علاقه نشان می دهند و این بازی و تحرّک، برای رشد آن ها لازم به نظر می رسد. حال که این مسئله تا این حد ضروری است، وظیفه والدین و مربیان ایشان است که سعی کنند کودکان را به ورزش ها و بازی هایی هدایت کنند که فکر، روح، جسم و شخصیت آنان را ساخته و آن ها را برای زندگی اجتماعی سالم و مفید آماده سازد. گفتنی است که از راه ورزش می توان کودک را تربیت کرد و بسیاری از یاد گرفتنی ها را به او آموخت.

ورزش بانوان
برخی از دختران، در سال های نوجوانی دچار نارسایی های جسمی هستند که از بی تحرکی و دوری از ورزش سرچشمه می گیرد. پی آمدهای این مشکلات، به طور عمیق در سال های آینده زندگی آنان آشکار می شود و به طور مسلّم، این امر بر نسل آینده نیز اثر می گذارد. برای رفع این مسائل، بیش از همه باید فرهنگ پرداختن و اهمیت دادن به ورزش برای تأمین سلامت و بهداشت روح و جسم افراد تقویت شود. به یقین، آثار مطلوب پرداختن به ورزش، افزون بر سلامت جسم، از گرایش فرد به ناهنجاری ها نیز جلوگیری خواهد کرد.

ورزش، جزو ضروری ترین مسائل زندگی همگان است. در این میان، بانوان باید بیش از دیگران به این مسئله اهمیت دهند و در نظر داشته باشند که آنان، پرورش دهندگان نسل های آینده هستند و سلامت جسم و فکر و روح ایشان، بر اندیشه و انگیزه فرزندانشان در پرداختن به ورزش و تأمین سلامت جسمانی و روحی آنها تأثیر مستقیم می گذارد. بانوان با افزودن بر سلامت جسمانی و نیروی بدنی شان، به آرامش روانی نیز می رسند و با سلامت روانی آنان، محیط خانه نیز از شادابی و تحرک مفید بهره می برد.

توصیه های ورزشی
– برای انجام ورزش، در طی روز، زمان خاصی را اختصاص دهید.
– اگر دچار بیماری خاصی هستید، پیش از شروع ورزش با پزشک خود مشورت کنید.
– از انجام ورزش در ساعت های بسیار گرم روز بپرهیزید.
– از انجام ورزش در محیط های آلوده و ساعت های پر ترافیک روز خودداری کنید.
– اگر مشکل مفصلی دارید، از زانوبند و مُچ بند استفاده نمایید.

– در صورت ایجاد تپش قلب، درد قفسه سینه، گیجی، حالت تهوّع و تنگی نفس، بی درنگ از فعالیت دست بکشید.
– برخلاف تصور عمومی، نوشیدن آب در حین فعالیت ورزشی مضر نیست و شما می توانید از مایعات استفاده کنید.