رسم خوش پدران و نیاکان بر این بوده که هر میلادی را به فال نیک می گرفتند و آن را نویدی بر آینده روشن می دانستند. سال نو ، میلادی است که بهار با شکفتن خود و به بار نشستن اش به ما می بخشد و ما نیز به مانند پدرانمان، آن را بهانه ای سبز برای دستیابی به افکار نو ،آینده ی نو و تصمیم هایی نو می دانیم .
سالی که گذشت به ما یاد داد که سعادت ها و زیبایی ها و فرصت ها را ، هر چند کوچک و ناچیز ، باید در میان سختی ها ببینیم و قدر بدانیم. یاد گرفتیم شادمانی و شادکامی ، تنها رسیدن به مراد دل نیست.بلکه پیدا کردن امید و رضایت و پذیرش در عمق زندگی است.ما هر سال قبل از تحویل سال ، دعای یا مقلّب القلوب را می خواندیم . اما شاید در این یک سال بیش از هر وقتی فهمیدیم که چطور دنیا در یَدِ قدرت ِ دگرگون کننده ی دلها و دیده هاست ؛ و چگونه این فرصت ِ زیستن و ساختن ، حال ِ شب و روزمان را جایی میان شر و خیر و خوب و بد می چرخاند و می چرخاند.
سالی که گذشت ، سالی بود که بچه های ما نا خوانده به درجه ای از فهم رسیدند که شاید اگر قرار بود از روی کتابها یادشان می دادیم ، سالها طول می کشیدُ و باز کلام ابتر می ماند.آنها در این یک سال حقیقتاً بزرگ شدند و ما اکنون با بزرگتر های کم سنی سرو کار داریم که نیاز دارند کمی بیشتر فارسی و ریاضی و علوم بدانند.بزرگترهای کم سنی که تجربه ی زندگی در سال سخت را داشتند و بهتر از ما بزرگتر های سن وسال دار قدر دوستی و زیستن و سلامتی را می دانند.
امیدوارم این سال ، شروع دگرگونی حال و زندگی همه ما به بهترین حال باشد و فرزندان ما به زودی در کنار هم و دست در دست هم به سمت فردایی حرکت کنند که شروعش دگرگونی این زمین بوده
و ادامه ی مسیرش ، نیک بختی و بهزیستی و پیروزی خواهد بود.انتهای این قصه ی سپید زمستانی درخشش طلایی خورشید بهار است.
 
بهارتان دل افروز ، نوروزتان پیروز